سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي
179
قواعد السلاطين ( فارسى )
جوهرشناس او ، به آتش حجّت و برهان سوخته گرديد . و نوّاب اعلى در ملاقاتى با شيخ كه وقوع مىيافت ، او را بر سرير عزّت سير خود متمكّن مىگردانيد ، و به نفس مبارك خود به كمال اشفاق و مهربانى در مقابل شيخ جلوس اختيار مىكردند ، و در هنگامهء انحلال مجلس خلد آيين ، مشايعت ، زينتبخش خرام خويش مىساختند ، و كمال ملاطفت و مكرمت به اوج رفعت عزّت مىرسانيدند . مرتبهء رواج مقالات شيخ نوعى صعود نموده بود كه روزى ، صدر آن زمان كه كامل النصاب در مراتب علميّه بود ، از وجه حسد ، سخنى بىادبانه نسبت به شيخ متوجّه گردانيد . شيخ ، خطاب لازم العتاب متوجّهش فرمود كه : از منصب صدارت ، تو [ 160 ] را مطلق العنان ساخته ، ازين مرتبه تو را معزول گردانيدم . چون اين مقالات را به سمع شريف اشرف رسانيدند ، او را به منزل حضيض اعزال نزول فرموده ، احدى از تلامذهء ايشان را به تجويز او منصوب گردانيد . « 1 » به عزّت و احترام او و اولادش ، غايت مبالغه مىفرمود و نسيم مراحم مهبّ مكارم به مشام خاصّ و عامّ مىرسانيد به مرتبهاى كه به شرح و بسط درنمىآمد ، و سيورغالات بسيار كه تقريبا جمع آن هشتصد و نهصد تومان مىشد ، به ايشان تفويض فرمود ؛ و بعد از آن به اولاد آن عالىنشان عطيّه نمود . و بعد از رحلت مظهر فيض ذو الجلال ، مظهر فضل « إنّ اللّه جميل يحبّ الجمال » « 2 » ، حامى بيضهء دين ، ماحى آثار مفسدين ، ناشر ناموس هدايت ، كاسر ناقوس غوايت ، متمّم قوانين عقايد ، حاوى اساليب فنون نقليّه ، محيط دايرهء درس و فتوى ، مركز
--> ( 1 ) . اين حكايت مربوط به زمان طهماسب و نزاع شيخ على كركى با مير غياث الدين منصور است كه به صدارت مير معزّ اصفهانى ، شاگرد محقّق كركى ، منجر شد . ( 2 ) . الكافى ، ج 6 ، ص 438 ؛ عن أمير المؤمنين عليه السّلام : « إنّ اللّه جميل يحبّ الجمال و يحبّ أن يرى أثر النعمة على عبده . »