سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

158

قواعد السلاطين ( فارسى )

فرمود . پاى بر مركب بادپيما حركت خاك‌نورد آورد « 1 » و از ميان ميدان بيرون تاخت . نظارگيان اسلام از تضييع زمان فرصت و گرفتن جناب صيدى تعجّب نمودند و به معرض سؤال درآمدند . حضرت فرمود كه : از آب دهن آن خاكسار ، آتش خشم افروخته شد . انديشيدم كه قتل او تشفّى و تسلّى نفس خواهد بود ، نه طلب مرضات الهى . از اين جهت به او متعرّض نشدم . پس ، چون اعمال از اغراض دنيوى عارى باشد ، و استخلاص نيّت حصول يابد كه از شوايب خواهش نفسانى مبرّا بود ، داخل سلسلهء منزّهين گرديده ، طوق ارادت و بندگى ايزدى بر گردن استحكام دهد ، و مطلب از اعمال رضاى يزدانى آمده ؛ چون چنين باشد ، از بندگان مخلص العقيده گردد .

--> ( 1 ) . كذا .