سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

156

قواعد السلاطين ( فارسى )

بستانى درخت بىشمار است . اگر از حاصل باغ نيز ده يك به ديوان تسليم نمايند ، مبلغى حاصل مىشود و رعيّت را نيز چندان ضررى نمىرسد . بعد از اين بفرمايم تا اخراج از محصول باغات نيز اخذ نمايند . و باغبان را گفت : قدح ديگر آب انار بياور . باغبان رفته پس از مدتى قدحى آب انار آورد . بهرام گفت كه ، نوبت اوّل رفته زود آمدى ، و اين مرتبه انتظار بسيار دادى و مقابل « 1 » آن آب نياوردى . پير باغبان ندانست كه اين سوار ، بهرام است ، گفت : اى جوان ! گناه از من نيست ، بلكه از پادشاه چيزى سنوح يافته كه نيّت خود را در اين وقت تغيير داده و به ظلم مايل گردانيده ؛ پس به اين سبب بركت از ميوه زايل گشت . نوبت اوّل از يك انار آن آب گرفته شده ، اين مرتبه از ده انار مقابل آن به عمل نيامد . بهرام ازين سخن متأثّر گشته ، آن نقش را از ضمير پاك ساخت و گفت : اى پير ! باز مقدارى آب انار بياور . پير به باغ رفته و به زودى رجعت كرد خندان ، و قدح مالامال آب انار به دست بهرام داد و گفت : اى سوار ! عجب حالتى مشاهده مىشود . چون پادشاه ، نيّت ظلم را تغيير داد ، فى الحال ، اثر بركت وضوح يافت ، از يك انار ، اين همه آب حاصل گرديد . بهرام ، صورت حال را با پير در ميان گذارد و قصهء نيّت خود تفسير « 2 » داد . و اين نقل از آن ملك با دولت بر صفحهء روزگار ماند تا سلاطين ازين سخن پندپذير شوند و نيّت بر صلاح رعيّت مصروف سازند . نظم هرگاه كه او نيّتِ خود راست كند * يابد ز خداى هرچه درخواست كند بايد كه نيّت خود را برى از اغراض سازند و افعال و اعمال را خالص گردانند ، آنچه طالب باشند ، از جناب [ 136 ] الهى بيابند . مورّخان سير و تواريخ و سكنهء امكنهء عوالى شماريخ آورده‌اند كه : يكى از

--> ( 1 ) . مقابل : معادل ، برابر . ( 2 ) . كذا . احتمالا : تفصيل .