سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

146

قواعد السلاطين ( فارسى )

ملاحظه نماى كه از براى مرحمت نسبت به حيوانى ، پادشاهى اين جهان فانى يابند . پس اگر [ 124 ] به جهت شفقت و مهربانى به انسان باقى ، در آخرت چه سلطنت خواهند يافت . بيت دستِ رعايت ز رعيّت مدار * كارِ رعيّت به رعايت گذار مرحمتى كُن كه جگر خسته‌اند * در كرم و لطفِ تو دل بسته‌اند يكى از آثار شفقت سلطان آن آمده كه رعيّت را چندان محبّت و دوستى نمايد ، چون پدر مهربان نسبت به فرزند . و آنچه از براى خود مستحسن داند و اختيار نمايد ، از جهت ايشان طالب باشد و خواهان بود ، تا كه ايشان سر و جان خود را دريغ ندارند و همگى همّت خودشان را در تضاعف دولتش صرف نمايند ، و آنچه شفقت و مرحمت و راحت زياده مشاهده كنند ، حقّ تعالى نظر التفات و مرحمت به او زياده فرمايد . بيت ببخشايى ، ببخشايند بر تو * درى از غيب بگشايند بر تو اگر رحمت ز حق دارى تمنّا * تو هم بر ديگران رحمى بفرما « 1 » در خبر آمده كه : اردشير بابك ، پسرش را وصيّت نمود كه : اى فرزند ! جهد نما تا كه به شفقت عام و رحمت ما لا كلام رعيّت را از وجه رعيّتى به مرتبهء دوستى رسانيده تا كه دلهاى ايشان با تو موافقت نمايد ، كه همهء اعضا و حواس تابع دل باشند . آورده‌اند كه : اكابر حرمين به ناصر خليفه نوشتند كه : خلافت به تو زيبنده نباشد و سلطنت به تو شايسته نه ، كه نايبان و متعلّقان تو به مردمان ظلم بىحدّ مىكنند و

--> ( 1 ) . س : بفرماى .