سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي
136
قواعد السلاطين ( فارسى )
شدم كه بدين قلمها چيزى به كسى نويسى و من تو را به آن يارى كرده باشم و مرا با تو حشر نمايند كه در روز قيامت ، فرشتگان را خطاب مستطاب عزّ صدور يابد كه ظلمه را حشر كنيد با امثال و اشباه ايشان . پس ظالمان را با ظالمان ، و زانيان را با زانيان ، و خمّاران را با خمّاران ، و فاسقان را با فاسقان ، حشر نمايند . نقل است كه : در روز قيامت ، اميرى و قاضى و حاكمى نباشد مگر آنكه حشر ايشان به نوعى صدور پذيرد كه هردو دست ايشان را به گردن ايشان محكم و استوار بندند . اگر بيابانگرد وادى عدل و صحرانورد مسلك بندگى بوده ، آن دستگيرش گشته از آن ورطات عظيمه نجاتش به حضور برسد . به حيّز روايت آمده كه : در روز قيامت ، قاضى عادل را به عرصهء حساب آورند و به شدّت و سختى ، محاسبهء او نمايند و چون موافق مرضات الهيّه اجراى احكام نموده ، محاسبهاش به صعوبت صدور پذيرد . پس حال جابر و آخذين رشوه و خورندهء اموال ايتام و ضعفا و مساكين چگونه به كشور وقوع رسد ؟ مروى است كه : سليمان بن عبد الملك در وقتى كه قرعهء خلافت به فال او آمد ، طاوس « 1 » به مجلس او داخل شد . گفت : يا طاوس ! مرا موعظه نماى . بيان كرد كه : يا امير المؤمنين ! اطلاع يافتهاى كه در روز قيامت ، سختترين عذابى متوجّه كه خواهد شد ؟ گفت : يا طاوس ! به وضوح رسان . گفت : به كسى كه به مملكت الهى شريك گشته ، در حكم حاكم على الإطلاق ، مسلك جور را سالك بوده ، احكامش را تمشيت داده مرحلهپيماى ظلم باشد . و بدان كه در مصاحبت سلاطين ، مخاطرات عظيمه است و به سبب معاصى ايشان ، مصاحبان را در قعر جهنّم افكنند ، و هيچ چيز در ورود عقوبات ، مانند تردّد
--> ( 1 ) . طاوس بن كيسان خولانى همدانى ( 33 - 106 ه . ق ) كه از نامداران تابعين بود و به كنارهجويى از امرا و ملوك شهرت داشت .