سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

131

قواعد السلاطين ( فارسى )

نيم حبّه بر پلهء حساب درنياورده از دخول بهشت عنبر سرشت او را محروم گردانيده ، در عرصات مقيمش ساخته ، مادام كه خصماى او بهارستان رضا را پيشنهاد ضمير خود نسازند ، از استشمام روايح طيّبهء بهار عفو الهى محروم گردد ، و از دخول استراحت خانهء بهشت ، ممنوع بود . نقل است كه : حضرت سيّد ابرار - صلّى اللّه عليه و آله الأخيار - عبور مباركش به دو كس افتاد كه يكى متعرّض دشنام و ايذاى ديگرى شده بود ، و آن شخص ديگر مسلك سكوت را مسلوك داشته متوجّه جوابش نگرديد . حضرت ، لنگر وقوف را گسترانيده ، مترنّم شد كه : بر سر اين مرد ، ملكى اقامت نموده ، انتشار مرحمت برو مىنمايد ؛ و آن كس كه به صدد دشنام درآمده ، شيطانى با او رفيق گشته . پس شخصى كه ساكت بود ، متوجّه جزايش گرديد . حضرت ، انتقال از آن مقام فرموده بيان نمود كه فرشته ازو مفارقت جسته ، شيطانى موافقت او نمود . در خبر است كه : هرگاه كسى كه به معرض ايذاى مؤمنى درآمده ، به غير حقّ او را مىرنجانيده باشد ، به منزلهء كسى باشد كه ده مرتبه مكّه را خراب نموده ، و بيت المعمور را بيست مرتبه خراب ساخته ، و هزار هزار فرشتهء مقرّب را به عرصهء قتل درآورده باشد . بيت اى بُرده بر اوجِ آسمان افسرِ جاه * زنهار مكن ستم كه افتى در چاه مظلوم كه در ركوع گردد چو كمان * بر سينهء ظالمان زند ناوكِ آه ارباب تواريخ و اصحاب سير ، در كتب مقرّر و محرّر ساخته و جواهر الفاظ فصيحه در رشتهء عبارات مليحه پرداخته‌اند كه : شيخ عبد اللّه را همشيره‌زاده‌اى بود . روزى ، شيخ را ضيافت نمود . شيخ مشاهده كرده كبكى به نظر درآورد كه در قفسى محبوس گشته ، از فراق رفيقان در ناله و از حبس در زارى و بيقرارى بود . شيخ را