سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي
119
قواعد السلاطين ( فارسى )
گردانيده ، هيچ دقيقه از دقايق عزّت و مكرمت را فروگذاشت مفرماى . در خبر آمده كه : هرگاه بارى - عزّ مجده - از قومى راضى نباشد ، جبّار ايشان را بر ايشان مسلّط سازد كه ايشان را به امور شاقّه ، مؤاخذه نمايند . نقل است كه : حقّ تعالى مىفرمايد كه : منم خالق جميع پادشاهان ، و دلهاى ايشان به قبضهء قدرت من است ؛ پس هركه مطيع من باشد ، دل پادشاهان را مطيع او سازم و برو رحيم گردانم ، و هركه به صدد عصيانم درآيد ، دل پادشاهان را ازو گردانيده ، بىرحم سازم . پس ، بايد كه رضاى خلق از دست ندهد و به اوامر و نواهى او قدم قبول پيش گذارند ، و اقدام به احكامش نمايند و كمر بندگى در ميان بندند كه جناب كبريايى ايشان را از بحار شرور سلاطين و غرقاب ظلم ايشان محفوظ دارد و از خراب روزگاران خرابات ظلم و عدوان جامهاى مالامال نعمت و نوال دركشيده ، از مباشر ابتدا جز جرعهء رنج و بلايى نمىچشيده باشند . مروى است از حضرت امير ابرار و مقتداى اخيار ، « 1 » امير المؤمنين حيدر كرّار - عليه السلام - كه تارك امر به معروف و نهى از منكر نباشيد تا آنكه اشرار قوم شما بر شما تسلّط نيابند ، و دعوات شما به استجابت اقتران يابد . « 2 » بدان كه چنانچه خداشناسى لزوم يافته ، نيز حقّشناسى ، خدا [ 94 ] شناسى آمده . هركه در حقوق ولىنعمت خود ستيزه نمايد و صحراى ناشناسى طى كند ، و بيابانگرد كفران نعمت باشد ، و شكر نعمت را به كفران مبدّل سازد ، هميشه منكوب و مخذول « 3 » و محزون و مقهور گردد ، و از آشيانهء دلهاى آشنا و بيگانه اسقاط گشته از طاق رفعت انظار بيفتد .
--> ( 1 ) . س : اخبار . ( 2 ) . الكافى ، ج 5 ، ص 56 . ( 3 ) . س : مخزول .