سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي
118
قواعد السلاطين ( فارسى )
زيارت نمايد . چون درنگريست ، هيچ جا درويش را نديد و كس ازو نشان نداد . بفرمود كه اين كلمات را نوشتند و دستور العمل روزگار خود نمودند . نظم پند حكيم صيقل آيينهء دل است * مقصود هردو عالم از آن پند حاصل است پس شكر ملوك ، رضاى خلق آمده كه لوح دل را از كدورات تكبّر سلطنت صيقلى ساخته كه به كارسازى عباد اللّه پرداخته ، بذل و احسان نسبت به ايشان دريغ نداشته ، و پيوسته خاطر به تفقّد احوال قوم گماشته ، به اميد آنكه مرغ دل ايشان را در دام ايمان به دانهء احسان « 1 » صيد فرموده ، و به نصايح مشفقانه و مواعظ دوستانه مراسم رشد و ارشاد مرعى مىداشته ، و معالم رفد و ارفاد مىافراشته باشد . بعد از آن ، پيشانى آفتاب طلعت خود را بندهوار در حضرت پادشاه پادشاهان بر خاك مذلّت به كمال تخشّع گذارد و به زبان مناجات گويد : پادشاها ! « يا من لا يتناهى بما لا يتناهى » ! شعر يا رب به خدايى خداييت * و آنگه به كمال پادشاهيت « 2 » كه اين تن ضعيف را از عمل إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ « 3 » گرانبار گردانيدى و سلطنت ملك مجازى ارزانى داشتى ، توفيق عدل و طاعت كرامت كن و بر دست و زبانم آن ران ، و آنچه مستدعى رضاى تو و رفاهيت بندگان و موجب خيريّت دنيا و آخرت تواند بود ، توفيق اتيان به آن احسان كن ؛ و لك الحمد و منك الهداية . پس به مباركى تمكّن بر فراز تخت گوهر نگار عرش ابّهت ، مستعدّان ارباب دانش و بينش را به مقامات رفيعهء ميناگون به مسامير سيمين كواكب مستقرّ و مثبت
--> ( 1 ) . « به دانهء احسان » حدسى است . ( 2 ) . اين بيت از نظامى است ( ليلى و مجنون ، ص 80 ) . ( 3 ) . ص / 26 .