ادريس بن حسام الدين بدليسى
72
قانون شاهنشاهى ( فارسى )
جانسپارى مطمئن بگرداند « 1 » و چون به دروغ ارتكاب نمايد در چشم و دل خلق به غايت مكروه و خوار نمايد ، كه هيچ گناهى قولى اشنع از كذب و افترا نيست و در جميع اديان در هر زمان ، دروغ ممنوع و مذموم بوده و مصطفى ، صلوات اللّه عليه ، فرموده كه « إيّاكم و الكذب فإنّ الكذب 98 يهدى إلى الفجور و الفجور يهدى إلى النّار » « 2 » . ديگر ، بايد كه قول و فعل او مطابق باشد و درون دل او از نفاق و حقد خالى و به حقّ و واقع موافق بود . امّا اگر در جلوت و پيش چشم دوست و دشمن به هيأت هيبت و لباس جبروت و حشمت نمايش نمايد ، در خلوت پيش حقّ عزّ و علا ، در مقام « 3 » طاعت و فرمانبردارى ، شكر « 4 » و نيازمندى گزارش « 5 » كند و با خداى خود در مقام تضرّع و ابتهال « 6 » و با خلق خدا در صدد شفقت و افضال بود « 7 » . نظم « 8 » گوشهاى رو نامه 99 « 9 » را بگشا بخوان * بين كه حرفش هست درخورد شهان « 10 » هركه در خلوت به بينش يافت راه * او ز دانشها بجويد دستگاه « 11 » ديگر ، سلطان بايد كه در تحصيل مطالب و مرام و اجراى اوامر و احكام ، تهاون و مساهله جايز ندارد ، ليكن به مرتبهء لجاج و طيش نرساند و در حاجتگزارى عاجزان و محتاجان مسارعت و « 12 » تعجيل به كار دارد و به مدافعه و اهمال نگذارند و هميشه با جماهير رعايا و زيردستان به استمالت و دلدارى مقابله و مجامله نمايد و با خواصّ و عوامّ به پيغام مهمگزارى ، مخاطبه و مراسله كند تا عامّهء نفوس به ملايمت او « 13 » مسرور و به التفات خسروانهء او مباهى و پرحضور گردند « 14 » .
--> ( 1 ) . م : - مردم را از طمع . . . مطمئن بگرداند . ( 2 ) . م : - ايّاكم . . . الى النّار ، + آية المناعى ملث اذا حدث كذب و اذا اوتمن خان و اذا وعد اخلف . ( 3 ) . م : + تضرع و ابتهال و . ( 4 ) . م : و شكرگزارى . ( 5 ) . م : گرايش . ( 6 ) . م : - و با خداى خود . . . و ابتهال . ( 7 ) . م : باشد . ( 8 ) . م : بيت . ( 9 ) . س ، م : نامهء حقّ . ( 10 ) . س : جهان . ( 11 ) . س : « هركه در خلوت به پيشش يافت راه * او ز عزتها بيايد دستگاه » . ( 12 ) . س : - و . ( 13 ) . س : - او . ( 14 ) . س : گرداند .