ادريس بن حسام الدين بدليسى

15

قانون شاهنشاهى ( فارسى )

خلق بعد از انبيا و اوليا و محبوب‌ترين خلايق پيش حقّ جلّ و « 1 » علا ايشان‌اند ، چنانچه مصطفى ، صلوات اللّه و سلامه عليه « 2 » ، فرموده كه « احبّ النّاس 22 الى اللّه يوم القيامة و اقربهم مجلسا امام عادل » « 3 » امّا عنايت الهى چنان اقتضا كرده كه در هر ايّام از سلاطين عالم و خلفاى بنى آدم ، يكى « 4 » از اين دو قسم بر مسند خلافت متمكّن‌اند و در صورت يا معنا به تكميل نفوس و اصلاح حال « 5 » رئيس و مرؤوس اقدام نمايند و عالم هرگز از اين دو قسم خالى نتواند بود كه مصطفى ، صلوات اللّه عليه ، فرموده : « 6 » « لا يزال طائفة 23 من امتّى يقاتلون على الحقّ ظاهرين على من ناولهم حتّى يقاتل آخرهم الدّجّال » . هرآينه از مقدّمات سابقه معلوم شد كه چون سلاطين معدلت‌شعار ، مظهر صفت قدرت آفريدگارند ، جهت صلاح ابناى روزگار امّا به شوكت سلطانى و شاهى ، و انبيا و ائمّه و علما مظهر علم الهىاند ، امّا جهت وضع قانون اوامر و نواهى و حكمت بالغهء نامتناهى . شعر « 7 » پادشاهان مظهر شاهىّ حقّ 24 * فاضلان « 8 » مرآت آگاهى حقّ چون خدا اندر نيايد در عيان * نايب حق‌ّاند اين پيغمبران لاجرم « 9 » بنابراين مقدّمات « 10 » ، پادشاهان اسلام و سلاطين عدالت « 11 » اتّسام را كه حافظ مرتبهء دانش و اقتدار « 12 » و مظهر علم و قدرت آفريدگار « 13 » شوند ، از دانش علم مخدوم كه معرفت حقّ و حقايق « 14 » اشياست ، كما هو حقّه ، لازم بود تا از روى علم همسايهء خدا باشند و از روى قدرت ، ظلّ خورشيد آسمان « 15 » قضا ، ليكن در علم مخدوم ، علم خادم به منزلهء مقدّمات و مبادى است ، چرا كه آيين مخدومى را دانستن ، موقوف « 16 » بر آيين خادمى

--> ( 1 ) . م : تعالى . ( 2 ) . م : صلى اللّه عليه و سلّم . ( 3 ) . م : + اكنون بدان كه . ( 4 ) . م : - يكى . ( 5 ) . م : عالم از . ( 6 ) . م : صلى اللّه عليه و سلّم فرمود . ( 7 ) . م : مثنوى . ( 8 ) . س : عارفان ؛ م : عالمان . ( 9 ) . م : البته . ( 10 ) . م : - بنابراين مقدّمات . ( 11 ) . س : عالى . ( 12 ) . م : + گردند . ( 13 ) . م : كردگار . ( 14 ) . م : كه حقيقت علم . ( 15 ) . م : - آسمان . ( 16 ) . م : + است .