ادريس بن حسام الدين بدليسى
پيشگفتار 14
قانون شاهنشاهى ( فارسى )
وظايف شهردارى و شهربانى و دادستانى را دربر مىگيرد و به همين مناسبت عنوان ترجمهء فارسى آن را آيين شهردارى برگزيدهاند . ( معالم القربه فى احكام الحسبه ، ص ط ) اندكى دور تر از سلوك الملوك ، ابو الفضل منشى شيرازى ، دستور السّلطنه را به نام سلطان سليمان خان اوّل نوشت و در آن به بيان شرايط حكومت و سلطنت صورى و احوال ملوك و سلاطين و وجوب رعايت رعايا و شفقت به زيردستان و اجراى عدالت و نيز سيرت انبيا و رسل ، كه به خلافت صورى و معنوى آراسته بودهاند ، پرداخته است . ادريس نيز كه سياست را از زاويهء شريعت مىنگريست و سلطنت را رياست بر مملكت دلها مىدانست ، براساس اعتقادات دينى و ارزشهاى اخلاقى و با فكر و فرهنگ ايرانى ، در خاك عثمانى به تأليف كتاب خود پرداخت . كتابى كه از لحاظ موضوع در رديف سياستنامه و از نظر سبك ، مصنوع و متكلّف است ، با يك مقدّمه و چهار مقصد در بابهاى مختلف اخلاق . شيوهء نگارش آن بدينگونه است كه نخست دربارهء هر موضوعى از قبيل خلافت ، سلطنت ، ايمان ، حكمت ، عدالت ، رعيّتپرورى ، اعراض از دنيا و اقبال بر آخرت و مانند اينها مطالبى را آورده ، سپس به آيات قرآن و احاديث پيامبر ( ص ) و گفتهها و سرودههاى حكيمان و سخنوران استشهاد كرده است . و اين ويژگى يعنى آوردن مستدلّات و اقتباسات شعرى و آيات و احاديث نبوى و كلمات بزرگان كه از جملهء تازگىهايى است كه بعد از كليله و دمنه پديدار شده و ديگر نويسندگان از آن تقليد كردهاند ، در كتب قديم نظير طبرى و بيهقى و كتب متصوّفه مرسوم نبوده است . ( سبكشناسى ، ج 2 ، ص 270 ) آرايى را كه درست مىپنداشته بىهيچ تعصّبى برگزيده و از تمام منابعى كه در دسترس او بوده ، استفاده كرده است . تعاليم آسمانى و سخن و سيرهء پيشوايان دينى را ، كه كتاب و سنّتاند ، « دو حبل متين و دو عروهء بىانفصام و دو جام گيتىنما » ناميده است كه در تمشيت امور مملكت و شيوهء سلطنت به مثابهء « دو ديدهء بينا » هستند و « تا قيام ساعت و ساعت قيامت ، در هيچ مصلحتى از مصالح عالم ، احتياج به تجديد شريعتى بعد از آن نمانده و باعثى به تعيين ناموس متينتر از اين شرع مبين و قواعد اين ملّت