ادريس بن حسام الدين بدليسى
107
قانون شاهنشاهى ( فارسى )
اختيار سرور مخدوم خود بگذارند و گويا از جملهء شرايط ، دادن خراج هم بوده است . ( ايران در زمان ساسانيان ، ص 154 ) ( 8 ) ص 8 ، س 3 - خمرّت طينة آدم . . . : شادروان مينوى مىگويند ، با آنكه در احياء العلوم و عوارف المعارف و فيه ما فيه آمده است ، حديث صحيح نيست . ( تعليقات اخلاق ناصرى ، ص 408 ) ( 9 ) ص 8 ، س 5 - يك جوهرش از كشور مجرّدات و عالم ارواح بود . . . : تعبير مولانا از اين معنا در ديوان شمس در غزلى به مطلع : « من بىخود و تو بىخود ، ما را كه برد خانه * من چند تو را گفتم كم خور دو سه پيمانه » ، چنين است : « گفتم ز كجايى تو ، تسخر زد و گفت اى جان * نيميم ز تركستان ، نيميم ز فرغانه نيميم ز آب و گل ، نيميم ز جان و دل * نيميم لب دريا ، نيمى همه دردانه » ( 10 ) ص 8 ، س 13 - تو را از دو گيتى برآوردهاند . . . : از فردوسى است در « گفتار اندر آفرينش مردم » . آقاى دكتر محمّد امين رياحى در تعليقات مرصاد العباد ( ص 587 ) گفتهاند كه بيت دوم را در مكارم الاخلاق رضى الدين نيشابورى ديدهاند ( ص 30 ) . نيز ر . ك : آفرينش و تاريخ ، صص 321 - 322 . ( 11 ) ص 8 ، س 20 - خلق اللّه آدم . . . : ( جامع الصّغير ، ج 1 ، ص 606 ؛ كيمياى سعادت ، ج 2 ، ص 532 ) صاحب مرصاد العباد ( ص 3 ) مىگويد : از اينها هيچ درست نيامد بار امانت معرفت كشيدن الّا از انسان ، از بهر آنك از جملگى آفرينش نفس انسان بود كه آينهء جمالنماى حضرت الوهيّت خواست بود ، و مظهر و مظهر جملگى صفات او . و اشارت خلق آدم على صورته بدين معنى باشد . نيز ر . ك : تفسير حدائق الحقايق ، ص 159 ، 467 ، 639 . ( 12 ) ص 9 ، س 2 - اى نسخهء نامهء الهى . . . : اين رباعى به دليل عبارت « مصنّف گويد » ، در نسخ قديمى و تصريح مؤلّف در منارات السّائرين از آن خود اوست و در مرموزات و در فيه ما فيه مولوى و در كشف الحقايق عزيز نسفى كه در حدود 680 تأليف شده ( چاپ آقاى دكتر مهدوى دامغانى ) و در رسالهء حورائيّه ، شرح عبيد اللّه احرار بر يكى از رباعىهاى ابو سعيد ابو الخير بدون ذكر گوينده آمده است .