ادريس بن حسام الدين بدليسى
پيشگفتار 12
قانون شاهنشاهى ( فارسى )
به او اختيار دادند تا به سرزمينهاى كردنشين برود و در آنجا نظم و سامان برقرار سازد . . . ، سلطان سليم جهت تنبيه اهالى غاره و رمله حكم به قتلعام ساكنين آنجا فرمود و از رمله با چند نفر از نوكرهاى صديق و محرم كه از آن جمله ادريس مورّخ بود ، به ديدن بيت المقدّس رفت ، . . . در سفر مصر همراه سلطان سليم بود . . . » در مرز غربى سرزمينهاى دولت عثمانى ، ديار بكر از مهمّترين شهرها و قلاعى بود كه در دست صفوّيه بود . اگر دولت عثمانى موفّق به تصرّف ديار بكر مىشد ، مىتوانست امنيّت ايران را هميشه تهديد كند . ازاينرو ، دولت درصدد برآمد تا به كمك عالم و مورّخ معروف ادريس بدليسى ، كه به دولت عثمانى پناهنده شده بود ، دياربكر را از طريق مصالحه و مذاكرات صلحآميز به تصرّف درآورد . ( تاريخ عثمانى ، ج 2 ، ص 294 ) گفتهاند در مصر با بدرفتارىهاى عمّال عثمانى به ستيزه برخاست و سرانجام كمى پس از مرگ سلطان سليم ، در ذى حجّهء سال 926 ق ، در استانبول درگذشت و در محلهء ايّوب در كنار مسجدى كه همسرش زينب خاتون آن را بنا كرده بود ، به خاك سپرده شد . از ادريس آثار و مصنّفات متنوّعى را نام بردهاند : شرح فصوص الحكم ابن عربى ، شرح بر گلشن راز شبسترى به نام حقّ المبين ، شرح بر خمريّهء ابن فارض ، حاشيه بر تفسير بيضاوى ، ترجمهء فارسى حيات الحيوان دميرى ، رساله فى النّفس ، رسالة الاباء عن مواقع الوباء ، هشتبهشت ، دو ترجمهء فارسى از چهلحديث ، رساله در اباحت بعضى اغانى ، مرآت الجمال و قانون شاهنشاهى . اين كتاب كه مىتوان از آن به اخلاق سياسى تعبير و تعريف نمود از جمله كتابهايى است كه در آيين ملكدارى و راهورسم شهريارى ، و به ديگر سخن سياست مدن ، كه يكى از شاخههاى حكمت عملى است ، تأليف شده و مىتوان آن را تصوير جامعى از تلقّى حكيمان مسلمان قرنهاى پيشين نسبت به حكومت دانست . مىدانيم تحرير و تأليف كتابهاى اخلاق سياسى ، در مفهوم عامّ آن ، در ادوار مختلف مرسوم بوده است . نياز به دانستن ضوابطى در زمينهء كشوردارى و سياست سبب پيدايش نوع ادبى خاصى گشته كه شامل آگاهىهايى دربارهء دولت و سنن آن ، تاريخ ، سياست و سازمانها و مقولههايى از اين قبيل بوده و غالبا موضوعهاى گوناگون در آنها