ادريس بن حسام الدين بدليسى
97
قانون شاهنشاهى ( فارسى )
مقصد رابع در كيفيّت تحصيل سلطنت سرمدى بهوسيلهء دولت دنيوى و تكميل سرورى صورى به واسطهء اتّصاف به كمالات معنوى بدان كه چون از بيان سابق محقّق شده كه نشأت گرامى آدمى از دو جوهر تأليف يافته و از دو گوهر متباين به تشريف جامعيّت توصيف پذيرفته [ است ] از آن دو گوهر ، يكى در غايت لطافت و شرافت است كه از معدن عالم جان آمده و يكى در نهايت جرميّت و كثافت كه از كان طبايع و اركان پيدا شده « 1 » است . و امّا تشريف خلافت بر قدّ قدر آدم به مقتضاى وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ ، از رعونت و رشاقت آن جوهر روحانى است و لباس گرانمايهء خسروى نه به اندام نازيباى اين جسم كثيف ظلمانى است . امّا نسبت خلافت و سلطانى و وصف ظليّت سبحانى بر اين جرم هيولايى بر سبيل مجاز است و فى الحقيقه در ملك وجود ، لايق به رتبت سرورى و شايستهء فرماندهى « 2 » انس و پرى ، آن جوهر است كه نگين سليمان « 3 » به آن گوهر عالمافروز ممتاز بود و شاهان جهان را حقّ تعالى « 4 » هم به آن درّة التّاج سرافراز فرمود « 5 » . بنابراين مقدّمات چون يكى از مقبولان نظر عنايت كردگار ، در اين دار دنياى ناپايدار رتبت خلافت انسانى يابد و به سعادت منصب سليمانى رسد ،
--> ( 1 ) . س : - شده . ( 2 ) . م : فرمانبرى . ( 3 ) . م : سليمانى . ( 4 ) . م : - را حقّ تعالى . ( 5 ) . م : - فرمود .