ادريس بن حسام الدين بدليسى

پيشگفتار 11

قانون شاهنشاهى ( فارسى )

890 ق - آن‌گاه كه او از كاتبان ديوان بود - از جانب يعقوب بيگ ، تهنيت‌نامه‌اى به بايزيد دوّم ( حك : 886 - 918 ق ) نوشت كه با حسن خطّ و استوارى انشاى خود ، اعجاب و تحسين او را برانگيخت و آرزومند داشتن چنين صاحب‌قلمى توانا ساخت . شگفت نيست كه مقدمش را گرامى داشتند و به شايستگى او را در دربار پذيرفتند و از او خواستند تاريخ آل عثمان را بنويسد و او هشت‌بهشت را كه متضمّن شرح زندگى و سلطنت هشت تن از سلاطين عثمانى ، از عثمان خان غازى تا سلطان محمّد ثانى است ، نوشت و در نگارش آن كوشيد تا سبك وصّاف را در تجزية الامصار و روش معين الدّين يزدى را در مواهب و هنجار شرف الدّين را در ظفرنامه پيروى كند ( تاريخ ادبيات در ايران ، ج 5 ، ص 1605 ) و يا به شيوهء تاريخ جهانگشا و مترسّلان خوارزمى بنويسد . ( سبك‌شناسى ، ج 3 ، ص 300 ) سلطان سليم اوّل ( حك : 918 - 927 ق ) نيز از او خواست تا تاريخ زندگى و سلطنت و وقايع روزگارش را تحرير و تنظيم كند و او ضمن همراهى در جنگ‌هاى سلطان سليم ، سليم‌نامه را تهيّه و تحرير كرد تا ضميمه‌اى بر هشت‌بهشت باشد . امّا قبل از آن‌كه كتاب به اتمام برسد ، عمر مؤلّف به انجام رسيد و پس از او پسرش ، ابو الفضل محمّد الدّفترى ، متخلّص به فضلى ، آن را مرتّب ساخت ( تاريخ ادبيات در ايران ، ج 5 ، ص 1605 ) . ادريس علاوه بر تسلّط كافى بر ادب فارسى و عربى و علوم قرآنى و حكمت الهى و نويسندگى و تاريخ‌نگارى ، در فنون نظامى و امور ديوانى نيز كارآزموده و صاحب منصبى بزرگ و شايسته بود . استاد سعيد نفيسى در تاريخ نظم و نثر در ايران ، ( ج 1 ، ص 253 ) مىنويسد : « وى از دانشمندان زمان خود بود و در فنون مختلف دست داشت و به زبان فارسى و تازى و در رشته‌هاى مختلف تأليف كرد » . اشتغال او به منصب طغرانويسى در دربار يعقوب ، حاكى از كمال هنر نويسندگى اوست . افزون بر آن از استادان بنام خطّ تعليق ديوانى نيز بود ( تاريخ عثمانى ، ج 2 ، ص 653 ) . هامرپورگشتال در مطاوى تاريخ امپراتورى عثمانى آورده است : « ادريس در نبرد چالدران در التزام سلطان سليم بود و با استمالت از امراى سنّى كرد و مجاب كردن آنان به هواخواهى و تبعيّت از عثمانيان ، به اين خاندان خدمت كرد . . . ،