ادريس بن حسام الدين بدليسى

87

قانون شاهنشاهى ( فارسى )

ضابطهء سيّوم در حفظ مملكت به عمارت و آبادانى و مراقبت ولايات ، جهت مهيّا بودن به سكون و معاش انواع حيوانى . سلطان را اهتمام عظيم بايد به آن‌كه در ملك خود روا ندارد كه يك محلّ قابل عمارت عاطل ماند و يك ذراع زمين از اثر زرّاع و منافع صنّاع « 1 » ، در ريع و حاصل باطل افتد . اگر در حوصلهء تعمير رعايا بود ، رعيّت را به حرث و زرع و ترتيب نفع مأمور و مجبور نمايد ، و اگر زياده بر قدرت اقدام رعايا بود ، از خزانهء مملكت به تدبير تعمير آن پردازد و اسباب معمورى آن به هرچه قابل باشد مرتّب و مهيّا سازد ، چرا كه هيچ گنج قارونى نافع‌تر از زمين مزروع و بارآور نيست . از نقصان كمى و كاستى چون زر خالص مأمون است و لايزال در او زر و نقره درون مخزون . و مقرّر است كه كارى از مكاسب دنيا انفع و اشرف از زراعت و حراثت نيست ، زيرا كه منافع آن به جميع اصناف عالم و عموم انواع جانوران مىرسد و ما يحتاج بقاى نوع آدمى همگى از همين صنعت زراعت مكفى مىشود . حقّ تعالى از مكاسب اهل عالم دوست‌دارتر از دهقانى و احياى زمين موات ندارد و در كلام مجيد به طريق منّت بر آدمى به احياى زمين « 2 » به آب سما و انبات حبوب و زروع به انّما مىفرمايد . چنانچه در اخبار و آثار حضرت داوود نبىّ ( ع ) منقول است كه هميشه ملوك عجم را جهت كيش آتش‌پرستى لعن و دشنام مىنمود ، وحى الهى به منع و مؤاخذهء او چنين نزول فرمود كه لا تسبّ ملوك الفرس فانّهم عمّروا ارضى بالزّراعة ، چرا كه آثار ملوك فرس هنوز در ممالك عجم از آن سلاطين حكمت‌شعار ، مثل قنوات و انهار و عمارات « 3 » بلاد و امصار از اين معنى اشعار مىنمايد . نظم « 4 » كسى زين « 5 » ميان گوى دولت ربود 126 * كه در بند آسايش خلق بود به كار « 6 » آمد آن‌ها كه برداشتند « 7 » * نه گرد آوريدند و بگذاشتند

--> ( 1 ) . م : - صنّاع . ( 2 ) . م : - موات ندارد . . . به احياى زمين . ( 3 ) . م : عمارت . ( 4 ) . م : شعر . ( 5 ) . س ، م : زان . ( 6 ) . س : به بار . ( 7 ) . س ، م : به بار آمد آن‌ها كه مىكاشتند .