ادريس بن حسام الدين بدليسى
85
قانون شاهنشاهى ( فارسى )
اعوان و ضعف لشكر و ناتوانى انصار و اعوان مؤدّى به ضعف دولت و قوّت دشمنان است و از اينجا هرمس الهرامسه 120 كه به قول اكثر ، ادريس نبىّ است و جامع سه رتبت بوده : سلطنت و نبوّت و حكمت و لهذا او را هرمس المثلّث نامند ، در وصاياى خود كلمهاى فرموده كه به اين عبارت مترجم است كه انّ من مرؤة الملك و رجاحة عقله و بقاء ناموسه ان يكفّ عن اموال النّاس . و سلطان را لازم است كه اگر رعيّت را به واسطهء آفتى سماوى و ارضى ، ضعف مالى و نقصانى « 1 » روى نمايد ، به قوّت و امداد ايشان به احسان و اسعاد به قدر مقدور اهتمام تمام به جاى آورد كه رعيّت حكم درخت ميوه دارد 121 و هرچه بر او صرف كنند به اضعاف و مضاعفه برخوردارى يابند : مصراع « 2 » كه شاخ رز به دگر سال بارور گردد و همچنين از هتك عرض و ناموس رعيّت هم احتراز بايد نمود كه ظلم عرض ، از ستم مال « 3 » اشدّ است . بلكه بر ستم مالى شكيب و مصابرت مىتوان نمود « 4 » و بر ستم عرضى نفس عزيز را تحمّل ميسّر نيست كه مصطفى ، صلّى اللّه عليه و سلّم « 5 » ، فرموده كه « عرض المؤمن كدمه » . نظم « 6 » كشيده دار به دست ادب 122 « 7 » عنان نظر * كه فتنهء دل از آمد شد نظر يا بى مباش غرّه به ايّام كامرانى و عيش * كه تا تو چشم زنى كارها دگر يا بى و همچنين سلطان بايد كه دست تطاول و ظلم حكّام متفرّق را از گريبان و دامان رعايا كوتاه سازد كه در عرصهء ملك ، صاحب امر يكى بايد و با وجود سلطان ، اولاد و اقارب و نوّاب را به خود سر حكومت و تعرّض به رعايا نشايد كه هيچ خللى در مملكت [ بيشتر ] از فساد حكومتهاى پريشان نيست و در خرابى « 8 » رعيّت هيچ فسادى از ايادى متفرّقه
--> ( 1 ) . س : نقصان . ( 2 ) . م : مصرع . ( 3 ) . م : مالى . ( 4 ) . م : بود . ( 5 ) . م : صلوات الرحمن عليه . ( 6 ) . م : - نظم . ( 7 ) . س : حيا . ( 8 ) . س : خراجهاى .