عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار
34
قابوس نامه ( فارسى )
گنجى بهتر از هنر نيست ، و هيچ دشمن « 1 » بتر از خوى بد نيست ، و هيچ عزّى بزرگوارتر از دانش نيست ، و هيچ پيرايه « 2 » بهتر از شرم نيست . پس آموختن را وقتى پيدا مكن ، چه در هر وقت و در هر حال كه باشى چنان باش كه يك ساعت از تو در نگذرد تا دانشى نياموزى و اگر در آن وقت دانايى حاضر نباشد از نادانى بياموز كه دانش از نادان نيز ببايد آموخت « 3 » از انكه هر هنگام « 4 » كه به چشم دل در نادان نگرى و بصارت عقل « 5 » بر وى گمارى آنچه ترا از وى ناپسنديده آيد دانى كه نبايد كرد « 6 » چنان كه اسكندر گفت ، حكمت : من منفعت نه همه از دوستان يابم بلكه از دشمنان نيز يابم از انچه « 7 » اگر [ در ] « 8 » من فعلى زشت بود دوستان بر موجب شفقت بپوشانند « 9 » تا من ندانم و دشمن بر موجب دشمنى بگويد تا « 10 » مرا معلوم شود ، اين فعل بد را از خويشتن دور كنم پس آن منفعت از دشمن يافته باشم نه از دوست ، تو نيز آن دانش از نادان آموخته باشى نه از دانايان « 11 » . و بر مردم واجب است چه بر بزرگان و چه بر فروتران هنر و فرهنگ آموختن كه فزونى بر همسران خويش بفضل و هنر توان يافت ؛ چون در خويشتن هنرى بينى كه در امثال « 12 » خويش نهبينى هميشه خود را فزونتر ازيشان دانى و مردمان نيز ترا فزونتر دانند از « 13 » همسران تو به قدر فضل و هنر تو . و چون مرد عاقل بيند كه ويرا فزونى نهادند بر همسران وى بفضلى و هنرى « 14 » جهد كند تا فاضلتر و بهرهمندتر شود و هر آنگاه كه مردم چنين كند « 15 » بس دير بر نيايد تا بزرگوارتر هر « 16 » كسى شود . و دانش
--> ( 1 ) - ل و پ : دشمنى ( 2 ) - ل و ن و ب و پ : پيرايهاى ( 3 ) - ل : آموختن ؛ دو صفحهء بعد در نسخهء ل نابجا صحافى شده ( 4 ) - ل : هرانگاه ؛ ن : هرگاه ( 5 ) - ل افزوده : را ( 6 ) - ل : كردن ( 7 ) - بمعنى : از انكه ( 8 ) - از نسخهء ن افزوده شد بقياس ب و پ ( 9 ) - نسخهء اصل : بپوشاند ، بقياس كلمهء « دوستان » و نسخهء ل و ن اصلاح شد مگر آنكه تصور شود كلمهء نخست « دوست آن » است و فعل بواسطهء « دوست » مفرد آمده چنان كه بعد از فعل ، « دشمن » هم به صورت مفردست ( 10 ) - ل : « تا » ندارد ( 11 ) - ل و ن : دانا ( 12 ) - ل و ن : اشكال ( 13 ) - ل : بر ( 14 ) - ل افزوده : كه در وى است ( 15 ) ، ل : جهد كند و هنر آموزد ( 16 ) - ل و ب : « هر » ندارد