عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار

31

قابوس نامه ( فارسى )

از تخت فرود آمد و در « 1 » خاك نشست و ملاحان را بخواند و گفت : هر كه فتح را مرده بيابد و بيارد هزار دينارش بدهم ؛ و سوگند ياد كرد كه : تا آن وقت كه ويرا بدان حال كه يابند « 2 » نيارند و نبينمش ، طعام نخورم . « 3 » ملاحان در « 4 » دجله اوفتادند ، و غوطه همىخوردند ، و هر جاى طلب همىكردند ، تا سر هفت روز باتفاق « 5 » ملاحى بدين سوراخ رسيد ، فتح را ديد ، شاد گشت و گفت : همينجا بنشين تا سمارى آرم ؛ و پيش متوكل آمد و گفت : يا « 6 » امير المؤمنين اگر فتح را زنده بيارم مرا چه عطا بخشى « 7 » ؟ گفت : پنج هزار دينار « 8 » بدهم . ملاح گفت : يافتمش زنده ؛ سمارى ببردند و ويرا بياوردند . متوكل آنچه ملاحان را پذيرفته « 9 » بود در وقت بفرمود دادن ؛ و وزير را بفرمود كه : در خزينه رو و از هر چه در خزينهء من چيزيست « 10 » يك نيمه بدرويشان « 11 » ده . آنگه گفت : نان و طعام آوريد « 12 » كه وى گرسنهء « 13 » هفت روزه است . فتح گفت : يا اميرالمؤمنين من سيرم . متوكل گفت : مگر از آب دجله سيرى ؟ فتح گفت : نه ، من اين هفت روز [ گرسنه نبودم كه هر روز ] « 14 » بيست تا نان بر طبقى نهاده « 15 » ، بر روى آب فرود آمدى ، و من جهد - كردمى « 16 » ، و دو سه نان « 16 » بگرفتمى ؛ و زندگانى من از ان نان بود و بر هر نانىنبشته - بود : محمد بن الحسين « 17 » الاسكاف . متوكل فرمود كه : در شهر منادى كنيد « 18 » كه آن « 19 »

--> ( 1 ) - ن : بر ( 2 ) - ل : باشد ؛ ن : هست ( 3 ) - ل افزوده : و اين ( 4 ) - ل : اندر ( 5 ) - ن : اتفاق را ( 6 ) - ل : اى ( 7 ) - ل و ن : چه دهى ( 8 ) - ل و ن افزوده : نقد ( 9 ) - ل : پذرفته ( 10 ) - ل : من است ( 11 ) - ل : بدرويش ( 12 ) - ن : بياريت ( 13 ) - ل : كه گرسنگى ( 14 ) - بقرينهء كلمهء « من » عبارت فوق از نسخهء ن افزوده شد . در نسخهء ل بجاى عبارت منظور فقط كلمهء « قرب » آمده و فعل مربوط به « من » ذكر نشده است . چنين است نسخهء ب ولى در ان ضمير « من » مذكور نيست ؛ پ : من درين هفت روز قريب . با توجه به ضبط نسخه‌هاى مختلف ظاهرا چنين به نظر مىرسد كه يا شايد ضمير « من » زائدست چنان كه در نسخهء ب نيامده و يا شايد فعل مربوط به اين ضمير كه فقط در نسخهء ن ذكر شده از نسخهء اساس افتاده است . ( 15 ) - ل : بر ده طبق ( 16 - 16 ) ، ل : و از انجا دو سه طبق بودى كه ( 17 ) - ل : الحسن ( 18 ) - ل : ندا كنيد ( 19 ) - ل : اين