عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار
29
قابوس نامه ( فارسى )
[ النصح عند « 1 » الملأ تقريع ] « 2 » . و اگر كسى بكژى برآمده باشد [ گرد راست - كردن او مگرد كه نتوانى چه هر درختى كه كژ برآمده باشد ] « 3 » و شاخ زده بكژى و بالا گرفته « 4 » ، جز ببريدن و تراشيدن راست نگردد . و چنان كه بسخن خوب بخل « 5 » نكنى اگر طاقتت بود بعطاى مال هم بخل « 5 » مكن كه مردم فريفتهء مال زودتر شود « 6 » زانكه « 7 » فريفتهء سخن . و از جاى تهمت زده پرهيز كن و از يار بدانديش و بدآموز بگريز . و بخويشتن در غلط مشو ، خود را جايى نه كه اگرت بجويند همانجا يابند تا شرمسار نگردى ، و خود را از انجا طلب كه نهاده باشى تا بازيابى . و بغم مردمان شادى مكن تا مردمان نيز بغم تو شادى نكنند ( 21 پ ) . داد ده « 8 » تا داديابى ؛ خوب گوى تا خوب شنوى . و اندر شورستان تخم مكار كه برندهد و رنج بيهوده بود يعنى كه با مردمان ناسپاس « 9 » مردمى كردن چون تخم بود كه بشورستان افگنى . امّا نيكى از سزاوار نيكى دريغ مدار و نيكى آموز باش كه گفتهاند : [ الدال على الخير كفاعله ] « 10 » . و بدان كه نيكى كن و نيكوى گوى « 11 » دو برادرند كه پيوندشان زمانه نگسلد و بر نيك كرده « 12 » پشيمان مباش كه جزاى نيك و بد هم اندرين جهان به تو رسد پيش از انكه بجاى ديگر روى ؛ و چون تو با كسى خوبى كنى بنگر كه در وقت « 13 » خوبى كردن هم چندان راحت كه بدان كس رسد در دل تو خوشى و راحت پديد آيد ؛ و اگر با كسى بدى كنى بچندان « 14 » رنج كه به دو رسيده باشد بنگر تا بر دل تو چه ضجرت و گرانى
--> ( 1 ) - ن : بين ؛ پ : على ( 2 ) - از ، ل و ب افزوده شد ؛ در نسخهء اصل جاى آن خالى است ( 3 ) - از ، ل و ن افزوده شد چنين است ب و پ ( 4 ) ، ل : چون شاخ زد و بالا گرفت ( 5 ) - ن : بخيلى ( 6 ) ، ل و ن : كه ( 7 ) ، ل و ن : كه ( 8 ) - ل افزوده : باش ( 9 ) - ل افزوده : نيكى مكن كه با مردم ناسپاس ؛ ب : نيكى مكن كه با ناسپاس ؛ پ : نيكى و دوستى قطعا مكن كه با ناسپاسان ( 10 ) - د : نسخهء اصل جاى آن خالى است از ، ل و ن و ب و پ افزوده شد ( 11 ) - ل و ن و ب و پ : نيكى فرماى ( 12 ) - ل و ن و پ : نيكى كردن ؛ ب : نيكى كرده ( 13 ) - ل : اندر ؛ ن : اندر وقت ( 14 ) - ن : چندانى ؛ ب و پ : همچندان