عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار

20

قابوس نامه ( فارسى )

باب چهارم در « 1 » فزونى طاعت از راه توانش « 2 » بدان اى پسر كه خداى عز و جل دو فريضه پيدا كرد از بهر منعمان و بندگان خاص و آن حجّست و زكات ، و فرمود تا هر كرا ساز بود خانهء او زيارت كند « 3 » و آنان [ را ] « 4 » كه ساز ندارند نفرمود ، نبينى كه در دنيا معاملهء درگاه پادشاه هم خداوندان ساز توانند كرد ؛ و ديگر كه اعتماد حج بر سفرست و بىسازان را سفر فرمودن نه از دانش بود و بىساز سفر كردن اندر تهلكه « 5 » بود و چون ساز باشد و سفر نكنى خوشى و لذت و نعمت دنيا بتمامى « 6 » نيافته باشى كه تمامى خوشى و لذت نعمت جهان در « 7 » انست كه ناديده ببينى و ناخورده بخورى و نايافته بيابى ؛ و اين جز در سفر نبود كه مردم سفرى « 8 » ، جهان ديده و كارآزموده و روز به باشد ، و به همه كارها ناديده ديده باشد و ناشنيده شنيده ؛ چنان كه بتازى گفته‌اند : « ليس الخبر كالمعاينة » و بپارسى گفته‌اند : شعر جهان ديدگان را و ناديدگان « 9 » * نكردند يكسان پسنديدگان

--> ( 1 ) - ن : اندر ( 2 ) - ن : توانستن ( 3 ) - ل : كنند ( 4 ) - از ، ل و ن و ب و پ افزوده شد ( 5 ) - ل : از تهلكت ؛ ن : از تهلكه و نادانى ( 6 ) - ل : به تمام ؛ ن : تمام ( 7 ) - ن : اندر ( 8 ) - ل : سفر كرده ( 9 ) - ل و ن : بناديدگان