عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار
88
قابوس نامه ( فارسى )
باب شانزدهم اندر « 1 » گرمابه رفتن چون بگرمابه رفتن حاجت اوفتد بر سيرى مرو كه زيان دارد . و نيز در گرمابه به جماع « 2 » مشغول مباش البته خاصه در گرمابهء گرم كه محمّد زكرياى رازى گويد : عجب دارم كه كسى سير بگرمابهء گرم اندر جماع كند و اندر وقت فجا « 3 » بنهميرد . اما گرمابه سخت جليل است شايد گفتن كه تا حكيمان بناها ساختند از گرما [ به ] « 4 » بهتر هيچ بنا نساختند . و لكن با همه نيكى هر روز بگرمابه رفتن « 5 » سود ندارد بل كه « 6 » زيان دارد كه عصبها و مفاصل « 7 » نرم گرداند و سختى وى ببرد و طبيعت عادت كند هر روز بگرمابه رفتن ، تو چون يك روز نه روى آن روز ( 39 پ ) تن تو چون بيمارى بود و اندامها درشت شود « 8 » . چنان بايد كه هر دو روز يك روز شود تا هم تن را سود دارد و هم برعنائى منسوب نكنند . و چون بگرمابه روى « 9 » اوّل بخانهء سرد شو و يك زمان توقف كن چندانكه طبع از وى حظّى يابد . آنگه در خانهء ميانگى « 10 » رو و آنجا
--> ( 1 ) - ل : در ؛ ل و ن افزوده : آيين ( 2 ) - ن : جماع كردن ( 3 ) - ل : بفجى ؛ ن : مفاجا ؛ ب : بفجا ؛ پ : بمفاجا ، رك . تعليقات ( 4 ) - بقياس نسخهء ل و ن اصلاح شد ( 5 ) ، ل : ندارد ( 6 ) ، ل : ندارد ( 7 ) - ل و ن : مفاصلها ( 8 ) - ل و ن افزوده : پس ( 9 ) - ل و ن افزوده : بزمستان ( ن : زمستان ) و تابستان ( 10 ) - ل : ميانين