عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار
67
قابوس نامه ( فارسى )
باب يازدهم در آيين شراب خوردن امّا بحديث شراب خوردن نگويم كه شراب خور و نيز نتوانم گفتن كه مخور كه جوانان بقول كسى از « 1 » جوانى بازنگردند ؛ مرا نيز بسيار گفتند [ و نشنيدم ] « 2 » تا از پس پنجاه سال ايزد تعالى رحمت كرد و توفيق توبه ارزانى داشت . اما اگر نخورى سود هر دو جهان با تو بود و هم خشنودى ايزد تعالى بيابى و هم از ملامت خلقان « 3 » و از نهاد و سيرت بىعقلان و فعلهاى محال رسته باشى و نيز در كدخدايى بسيار توفير باشد . وزين چند روى اگر نهخورى دوستر دارم و لكن جوانى و دانم كه رفيقان بد نهگذارند كه نخورى و بدين « 4 » گفتهاند كه : « الوحدة خير من جليس السوء . » پس اگر خورى « 5 » دل بر توبهدار و از ايزد تعالى توفيق توبه همىخواه و بر كردار خويش پشيمان همىباش ( 33 ر ) « 6 » مگر توفيق توبه دهد و توبهء نصوح ارزانى دارد بفضل خويش « 6 » . پس بهرحال اگر نبيد خورى بايد كه بدانى كه چون بايد خورد از انچه « 7 » اگر ندانى خوردن زهرست و اگر بدانى خوردن پادزهرست و على الحقيقه
--> ( 1 ) - ل و ن افزوده : فعل ( 2 ) - بقياس معنى از نسخهء ل و ب افزوده شد ؛ ن : نشنودم ؛ پ : و البته نشنيدم ( 3 ) - ن : خلق ( 4 ) - ل : « بدين » ندارد ؛ ن : بدين سبب ( 5 ) - ل افزوده : بارى ؛ ب : بارى دايم ( 6 - 6 ) ، ن : ندارد ( 7 ) - نسخهء اصل و ل و ن : از انچه ؛ بمعنى از انكه