عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار
54
قابوس نامه ( فارسى )
بجاى خويش ضايع مكن . سى [ و ] سيم اگر خواهى كه كمدوست و كميار نباشى كينه مدار . سى [ و ] چهارم گفت : اگر خواهى كه « 1 » بىاندازه اندهگن نباشى « 1 » حسود مباش . سى و پنجم اگر خواهى كه زندگانى به آسانى گذارى روش خويش را بر روى كاردار . سى و ششم گفت : اگر خواهى كه از رنج « 2 » دور باشى آنچه نرود مران . سى و هفتم اگر خواهى كه ترا ديوانه سار نشمارند آنچه « 3 » نايافتنى بود « 3 » مجوى . سى [ و ] هشتم ( 29 پ ) اگر خواهى به آب روى باشى آزرم را پيشه كن . سى و نهم اگر خواهى كه فريفته نهباشى كار ناكرده را « 4 » بكرده مدار . « 5 » گفت : اگر خواهى كه پردهء تو دريده نشود پردهء كسان مدر . گفت : اگر خواهى كه « 6 » در پس قفاى « 6 » تو نخندند زيردستان را باكدار . گفت : اگر خواهى كه از پشيمانى دراز ايمن « 7 » گردى بهواى دل كار مكن . گفت : اگر خواهى كه از زيركان باشى روى خويش در آينهء كسان بين . « 8 » گفت : اگر خواهى كه قدر تو بجاى باشد قدر مردم بشناس . گفت : اگر خواهى كه بر قول تو كار كنند بر قول خويش كار كن . گفت : اگر خواهى كه ستودهء « 9 » مردمان باشى بران كس كه خرد زو نهان باشد نهان خويش آشكارا مكن . گفت : اگر خواهى كه برتر از مردمان باشى فراخنان و نمك باش . « 10 »
--> ( 1 - 1 ) ، ل : بىاندوه باشى ( 2 ) - ل و ب : رنجگى ؛ ن : رنجيدگى ( 3 - 3 ) ، ل : نابايستنى است ( 4 ) - ل : « را » ندارد ( 5 ) - ل افزوده : اگر خواهى كه شرمزده نباشى آنچه ننهادهاى برمدار ( 6 - 6 ) ، ل : كه كس در قفاى ؛ ن و ب : كه بر قفاى ( 7 ) - نسخهء اصل : ايمنى ، بقياس معنى و نسخهء ل و ب و ن اصلاح شد ( 8 ) - ل و ن افزوده : اگر خواهى كه بىبيم باشى بىآزار باش ( 9 ) - ل : ستودهترين ؛ ن : پسنديدهء ( 10 ) - ل افزوده : اگر خواهى كه جوانمردترين مردمان باشى وفادار باش