عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار

44

قابوس نامه ( فارسى )

و در تأويل او تعصب و اختلاف چون يد و وجه و نزول و مانند اين . پس اگر كسى دل در تأويل آن بندد خداى عز و جل او را بدان بگيرد . و آنكه هم گفتنى است و هم دانستنيست : سخنى بود كه صلاح دين و دنيا « 1 » در ان « 2 » بود و هم بدين جهان به كار آيد و هم بدان جهان و از گفتن و شنودن آن گوينده [ و شنونده ] « 3 » را نفع بود . و آنكه دانستنى است و ناگفتنى : چنان بود كه عيب محتشمى يا عيب دوستى ترا معلوم شود يا از طريق عقل « 4 » يا از كار جهان ترا تخايلى « 5 » بندد كه آن نه شرعى بود ؛ چون بگويى يا خشم آن محتشم ترا حاصل آيد ، يا آزار دوست حاصل شود ، يا بيم شوريدن غوغا [ و ] « 6 » عامه باشد بر تو ، پس اين سخن دانستنى بود و ناگفتنى . اما ازين چهار نوع « 7 » كه گفتم بهترين آن سخنست كه هم دانستنى است و هم گفتنى « 7 » . اما اين چهار نوع سخن هر يكى را دو رويست : يكى نيكو و يكى زشت ؛ سخن كه بمردم نمايى بر روى نيكوترين نماى تا مقبول بود و مردمان درجهء تو بشناسند كه بزرگان و خردمندان را بسخن ( 26 پ ) دانند نه سخن را بمردم كه مردم نهانست زير سخن خويش چنان كه « 8 » بتازى گويند « 8 » : « المرء مخبوء تحت لسانه . » و سخن بود كه بگويند بعبارتى كه از شنيدن آن روح تازه گردد و همان سخن بعبارتى ديگر توان گفتن « 9 » كه روح تيره گردد . حكايت چنان شنودم كه هارون الرشيد خوابى ديد بران جمله كه پنداشتى كه همه دندانهاى او از دهن بيرون افتادى بيكبار . بامداد معبرى را بياورد « 10 » و پرسيد كه : تعبير اين خواب چيست ؟ معبر گفت : زندگانى امير المؤمنين دراز باد ،

--> ( 1 ) - نسخهء اصل : دين و دنيا او ؛ ن : دينى و دنيائى او . بقياس معنى و نسخهء ل و ب و پ كلمهء « او » حذف شد ( 2 ) - ل : اندران بسته ؛ ن : بدان بسته ( 3 ) - از نسخهء ل و ن و ب و پ افزوده شد ( 4 ) - نسخهء اصل : عدل ، بقياس ل و ن و ب و چاپهاى مختلف اصلاح شد ( 5 ) - ل : محايلى ؛ ن و ب : تخيلى ( 6 ) - ل و ب و پ : غوغاى عامه ( پ : عام ) ؛ بقياس ن افزوده شد ، رك . تعليقات ( 7 - 7 ) ، ل : ندارد ( 8 - 8 ) ، ن : امير المؤمنين على رضى اللّه عنه مىگويد ( 9 ) - ل و ن : بتوان گفت ( 10 ) - ل و ن : بخواند