أبو القاسم عبد الله بن علي الكاشاني ( القاشاني )

47

عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى )

آن را « كوكبى » خواندندى و به شب چون چراغ بيفروختى ، و گوهر شب‌چراغ عبارت از آن است ، و از آن كسرى انوشين روان بوده است ، و بعد از آن [ b 9 ] به دست خلفاى بغداد افتاده است . و مهدى خليفه را سه جوهر قيمتى بوده است يكى را « درّ يتيمه » مىگفته‌اند به وزن سه مثقال از درياى خارك غوّاصان برآوردند از حدود فارس ، و دو پاره ياقوت بوده يكى يك مثقال و يكى مثل جوزى بزرگ . چون عمر مهدى به آخر رسيد اين دو پاره ياقوت به دو پسر خود هادى و رشيد داد . چون هادى به خلافت بنشست و جوهرى كى او داشت ازو بخواست رشيد به جواب گفت اين را به يادگار پدر دارم . نداد . و به آخر حكايت آن را در دجله انداخت . و چون نوبت خلافت به رشيد رسيد غوّاص را فرمود كه به فلان موضع ياقوت پاره در آب و چنين گويند كه وقتى ياقوتى بوده است شب‌افروز كه انداخته‌ام . برآور ! غوّاص چون فرو رفت در غوطهء اول برآورد . شاد شدند و آن را به فال نيكو گرفتند ، و تا به روزگار قاهر و راضى در خزانهء خلفا اين جوهر موجود بود . در خلافت مقتدر مفقود گشت ، و اللّه اعلم .