أبو القاسم عبد الله بن علي الكاشاني ( القاشاني )
21
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى )
و ازينجا مىتوان دانست كى علّت الوان معادن جز بارى تعالى نداند . فصل سوم در علل الوان جواهر جملهء الوان را ابتدا بياض بود و نهايت سواد ، و الوان باقى متوسّط ميان بياض و سواد . از بياض به تدريج ترّقى مىكند تا به درجهء سواد رسد كه غايت رنگهاست . و از ازدواج بياض و سواد رنگهاى مختلف حاصل مىشود ، و هر لونى دو طرف افراط و تفريط بود . چنانك مثلا رنگ زردى چون با كبودى بياميزد لون سبزى حاصل آيد كه ميان دو طرف افراط و تفريط غرض است . و در سبزى تفاوت بسيار باشد ، چون فستقى و زمرّدى و زنگارى و نفطى و غير آن . چون اين هريك با لونى ديگر بياميزد لونى ديگر حاصل آيد . و به اين اعتبار تفاوت الوان نامحصور بود . و علّت بعضى از الوان جواهر به حسب امتزاج ارضى و ترابى باشد كه با مادّهء آن جوهر آميخته بود . چنانك مثلا در يك پاره جزع الوان بسيار بود . و هرگاه كه سنگى باشد كه به سببى از اسباب شعاع آفتاب به وى رسد مدّتى دراز و بدين سبب قوّت اجزاى آن سنگ ضعيف شود و رطوبتى در آن اجزا استيلا گيرد صورت گل شود . بعد از آن سببى ديگر هوائى گرم بدان گل محيط شود و به جذب آن رطوبت خشك كند انواع گلها [ ى ] متلوّن متولّد شود ، چون گل سرخ و سپيد و زرد و كبود و سياه .