أبو القاسم عبد الله بن علي الكاشاني ( القاشاني )
12
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى )
و به طريق صناعت اگر ديگى پرآب بر آتش مفرط نهند آب جمله هوا شود . و اگر انائى كى درو امكان ترشّح نباشد پريخ گردد هوايى كه از بيرون ملاصق آن اناء بود بر سبيل تكثّف آب گردد . و اگر بهعكس آن يخ در پيرامون آن اناء نهند چون برودت استيلا گيرد هواى اندرون اناء آب شدن گيرد . و اگر آتشى مفرط در تنورى بيفروزند بعد ما كه شعلهء آتش كم شود در هوايى كى مجاور آن شعله بوده باشد اگر فتيله يا خرقه يا چيزى كى قبول سوختن دارد به ازاى آن دارند در حال مشتعل شود به سبب آنك آن هوا آتش شده باشد . و در باقى عناصر همين حكم مستمرّست . چنانك اهل صناعت اكسير اجرام خاكى صلب را به تدبير صناعى چون آب حلّ كنند ، و به عكس آبها را به تدبير منجمد و متحجّر گردانند . و اين هرچهار عنصر را اصلى و مادّهاى است مستقرّ مشترك ميان ايشان كى خلع صور هر يكى و لبس صور غريب مىكند ، چنانك در علوم طبيعى مبيّن و مبرهن است . پس حكمت بىعلّت ايزدى چنان اقتضا كرد كه صور عناصر قابل تبدّل و تغيّر باشند . تا هرگاه كه به سببى از اسباب جزوى مقدّر و قسطى معيّن از هر عنصرى متصغّر الاجزا شوند و درهم آميزند اختلاطى كه بعد از تمييز هريك از اجزاى عناصر على حدّه ممكن نبود و كيفيّات ايشان در يكديگر تأثير و تأثّر كنند ، و در فعل و انفعال به حدّى رسد كه كيفيّتى خامس مستقرّ حادث شود [ كى ] آن را مزاج خوانند . « 1 »
--> ( 1 ) - اصل : تميز