أبو القاسم عبد الله بن علي الكاشاني ( القاشاني )

ديباچه 14

عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى )

افشار است و عبّاس اقبال هم آن را در دست داشته است ) « 1 » مىشناسيم . نسخهء كتابخانهء دولتى برلن همان است كه كاتر مروادگار بلوشه در چاپهاى خود از دو بخش جامع التواريخ مورد استفاده قرار داده‌اند . « 2 » مؤلّف در آغاز كتاب چنين مىنويسد : « امّا بعد جامع اين حكايات و مؤلّف اين مقدّمات و مقرّر اين كلمات ابو القاسم عبد اللّه بن على بن محمّد القاشانى بر رأى مطالعان اين تأليف و تنسيق و مستفيدان اين تصنيف و تلفيق عرض مىدارد كه چون روزگار به عدل . . . اولجابتو . . . بياراست . . . از تاريخ و تأليف ساير عالم تلفيق . . . فراغى نمود و در سبب تصانيف آن سلك كلك تحرير و تقرير منتقد و منتظم گشت بر وفق ملتمس . . . خواست كه تاريخ اقليم رابع . . . تا غايت وقت كه تاريخ سنهء سبعمائه هلالى است . . . بر سبيل ايجاز و اختصار ببايد نوشت . . . » « 3 » اين كتاب تاكنون به طبع نرسيده است ، مگر فصل اسماعيليّهء آن كه آقاى محمّد تقى دانش‌پژوه استنساخ و طبع كرده‌اند ( ضميمهء نشريهء دانشكدهء ادبيات تبريز ، تبريز ، 1344 ش . ) 2 - تاريخ اولجايتو كه ظاهرا به علّت ذكر سال 718 درين سال يا مدّتى كوتاه پس از آن تأليف شده است ( مقالهء دكتر منوچهر مرتضوى نشريهء دانشكدهء ادبيات تبريز ، 13 : 339 ) . مطالب آن به شكل روزنامه و وقايع‌نگارى است . نسخه‌هاى اين تأليف كم است . نسخهء قديمش همان است كه F . Tauer در فهرست خود از نسخه‌هاى كتب تاريخ

--> ( 1 ) - استاد مجتبى مينوى نيز در مقدمهء نامهء تنسر ( تهران 1313 ) به نسخهء از زبدة التواريخ متعلق به آقاى اسماعيل افشار اشاره مىفرمايد . ( 2 ) - بارتلد هم در كتاب تركستان ( حاشيهء صفحات 64 - 47 ) شرح نسخ و تأليفات ابو القاسم كاشى را به اختصار متذكر شده است . ( 3 ) - اشاره به اين مطلب نافع است كه ميان كلمات و مفاهيم خطبهء زبدة التواريخ با خطبهء عرايس الجواهر همسانى و شباهت وجود دارد .