خواجه نظام الملك الطوسي

42

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )

26 - در همه وقتى پادشاه را از احوال گماشتگان غافل نبايد بود و پيوسته از روش و سيرت ايشان برمىبايد رسيد . چون ناراستى و خيانتى از ايشان پديدار آيد هيچ ابقا نبايد كرد ، او را معزول كنند و براندازهء جرم او او را مالش دهند تا ديگران عبرت گيرند و هيچ كس از بيم سياست بر پادشاه بدنيارد انديشيد . و هركه را شغلى بزرگ فرمايد بايد كه در سرّ يكى را بر او مشرف كند چنان كه او نداند تا پيوسته كردار و احوال او مىنمايد . 27 - و ارسطاطاليس ملك اسكندر را چنين گفت كه « كسانى را كه قلم ايشان در مملكت تو روان باشد چون بيازردى نيز او را شغل مفرماى كه او سر با دشمنان تو يكى كند و بهلاك تو كوشد . » 28 - پرويز ملك چنين گويد كه « ملك را نشايد كه گناه چهار گروه مردم اندر گذارد : يكى گناه آنكه آهنگ مملكت وى كند و ديگر آنكه آهنگ حرم وى كند و سه ديگر آنكه راز ايشان [ 20 a ] نگاه ندارد و آشكارا كند و چهارم آنكه « 1 » به زبان با ملك باشد و بدل با مخالفان ملك و در سرّ تدبير ايشان كند . » 29 - كردار مرد از سرّ مرد آگاهى دهد و چون ملك بيدار باشد در كارها هيچ چيز بر او پوشيده نماند .

--> ( 1 ) - و چهارم آنك N - : PC