خواجه نظام الملك الطوسي
12
سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )
هلاك شوند و جهان از ايشان خالى و صافى شود ، و از جهت شومى اين گناهكاران بسيارى از بىگناهان در آن فتنهها نيز هلاك شوند و مثال اين چنان باشد كه چون آتش اندر نيستان افتد هرچه خشك باشد همه بسوزد و از جهت مجاورت خشك بسيار نيز از تر سوخته آيد . 3 - پس از بندگان يكى را كه از تقدير ايزدى سعادتى و دولتى حاصل شود او را حق تعالى بر اندازهء او اقبالى ارزانى دارد و عقلى و دانشى دهد كه او بدان عقل و دانش زيردستان خويش را هر يكى را بر اندازهء خويش بدارد و هريك را بر قدر او مرتبتى و محلى نهد و خدمتكاران و كسانى كه شايسته باشند ايشان را از ميان مردمان برگيرد و هر يكى را از ايشان پايگاهى و منزلتى دهد و در كفايت مهمّات دينى و دنياوى بر ايشان اعتماد كند . و رعايا را آنكه راه طاعت سپرند و به كار خويش مشغول باشند او از رنجها آسوده دارد تا در سايهء عدل او بواجب « 1 » روزگار مىگذارند . و باز اگر كسى از خدمتكاران و گماشتگان ناشايستگى و درازدستى پديدار آرد « 2 » اگر بتأديبى [ 6 a ] و پندى و مالشى ادب گيرد و از خواب غفلت بيدار شود او را بر آن كار بدارد و اگر بيدارى نيابد هيچ ابقا نكند ، او را به كسى ديگر كه شايسته باشد بدل كند . و از رعايا كسانى كه ايشان حق نعمت نشناسند و قدر ايمنى و راحت ندانند . بدل خيانتى انديشند و تمرّدى نمايند و پاى از اندازهء خويش بيرون نهند بر اندازهء گناه با ايشان خطاب كند و ايشان را بر مقدار جرم ايشان مالش فرمايد و باز دامن عفو بر گناه ايشان پوشاند و از سر آن درگذرد . و ديگر آنچه بعمارت جهان پيوندد « 3 » از بيرون آوردن كاريزها و كندن جويهاى معروف و پلها كردن بر گذر آبهاى عظيم و آبادان كردن ديهها و مزرعهها و برآوردن حصارها و ساختن شهرهاى نو
--> ( 1 ) - بواجب N : براحت CP ( 2 ) - ارد M : ايد N ( 3 ) - بيوندد PC : مشغول باشند N