خواجه نظام الملك الطوسي
361
سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )
منحصر به اول شخص و سوم شخص مفرد و سوم شخص جمع بود . اما در دوران بسيار قديم كه سير الملوك متعلق بدان است وجوهى هم از قبيل « كرديى » براى دوم شخص مفرد و « كرديمى » براى اول شخص جمع ديده مىشود ، مثلا : بفرموديمى 98 / 4 كرديمى 144 / 6 بوديمى 144 / 7 شكستيمى 144 / 9 نشانديمى . . . . . كرديمى 156 / 13 كرده بوديمى 207 / 8 بخشيديمى 207 / 19 كرديى 229 / 12 كرده بوديى 229 / 13 رفتيمى 238 / 19 بسيار شايان توجه است كه وجوهى از قبيل « كردمانى » براى اول شخص جمع در نسخهء N يافت نمىشود در صورتى كه امثال اين وجه را ميتوان بندرت در نسخههاى PCK ديد ( ر . ك . تذكرة الاوليا ج 2 ص 7 و لازار ص 330 453 ) . از طرف ديگر وجوهى از قبيل « كرديمى » كه بعضى از دستورهاى زبان آنها را نپذيرفتهاند در نسخهء N بارها ديده مىشود و اكنون بايد صحيح بودن آنها را مثبوت دانست ( ر . ك . لازار ص 328 451 ) 2 . فعل مضارع شرطى و ماضى كامل شرطى نمونههاى اين وجوه كه يكى از خصاياى زبان قديم مىباشد ( ر . ك . لازار ص 327 - 336 و تذكرة الاوليا ج 2 ص 8 ) از قرار زير است : اگر من نيستمى ( ديرستى تا P ) ( درستى N ) مغزهاى شما كرگسان خوردهاندى 38 / 5 تا آنچه واجب آيدى بفرموديمى 98 / 4 اگر نه آنستى . . . . 99 / 11 اگر بجاى تو كسى ديگر بودى ( بودستى K ) از پنجاه سال باز ملك از دست ايشان بيرون كردستى 147 / 13 گويى همه شب فريشته كشتستى 185 / 8 گويى با آن كس بخشم استى 185 / 9 اگر نه آنستى كه مرا بخداى ترسانيدهاندى 191 / 20 در خواب ديدند كه قيامت آمدستى . . . . . شدهاندى . . . . . . مىبرندى . . . . مىكندى . . . . مىروندى 192 / 8 بخواب ديد . . . . گرفتهاندى . . . . مىآرندى 198 / 17 اگر با ايشان يار نيستى تأخيرى نكندى 303 / 8 گويى بر جناح هزيمتاندى 316 / 8 ر . ك . تذكرة الاولياء ج 2 ص 8 ( وجوه شرطى ديگر ) . عبارت « اگر نه آنستى » نسبة عمومى است : در تذكرة الاوليا ج 1 ص 283 س 16 و نصيحة الملوك ص 13 س 13 و ص 85