خواجه نظام الملك الطوسي

294

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )

سبب دلهاى شما بر من بد شد اين پسر من نوح را هيچ عيبى هست ؟ » گفتند « نه . » گفت « پس از اين نه شما لشكرى مرا شاييد و نه من پادشاهى شما را شايم « 1 » . نوح را ولىعهد خويش كردم ، پادشاه شما اكنون اوست ، اگر بر صوابم و اگر بر خطا بعذر و بتوبه مشغول خواهم گشت پيش خداى عزّ و جلّ . و آن كس كه شما را بر اين داشت جزاى خويش يافت . » فرمود تا سر از توبره برآوردند و پيش ايشان انداختند و خود از تخت فرود آمد و بر مصلاى نماز نشست . نوح بر تخت شد و بجاى پدر بنشست . سران سپاه كه آن شنيدند و ديدند متحيّر گشتند و هيچ عذرى و بهانه‌اى نتوانستند آورد ، همه از بن دندان سر بر زمين نهادند و نوح را تهنيت گفتند و همه جرم در گردن سپاه‌سالار كردند و گفتند « ما همه بنده‌ايم و تو صاحب ، فرمان‌تر است . » نوح گفت « بدانيد كه من در همه معانى نوح‌ام نه نصرام . هرچه رفت رفت . من اين خطاى شما به صد صواب برداشتم و مرادهاى شما همه از من « 2 » حاصل است . گوش بفرمان من داريد و بر سر عيش خويش باشيد . » پس بند خواست و فرمود تا بر پاى پدرش نهادند و در حال بكهن دز بردند و محبوس كردند . گفت « اكنون برخيزيد تا بمجلس شراب شويم . » 16 - چون بمجلس بنشستند و هركس سه قدح شراب بخوردند گفت « شما چنان سگاليده بوديد كه چون سه قدح شراب بخوريد هرچه در اين مجلس نهاده است يغما كنيد . يغما نمىفرمايم امّا همه شما را بخشيدم . همه برگيريد و بر يكديگر قسمت كنيد هركس را بر اندازهء او تا به همه كس برسد . » برداشتند و در جوالها كردند و مهر برنهادند و بمعتمدى سپردند . پس گفت « اگر سپاه - سالار بر ما بد انديشيد [ 132 a ] جزاى خويش ديد و اگر پدرم از راه راست

--> ( 1 ) - شايم NPM - : CK ( 2 ) - از من NPM - : CK