خواجه نظام الملك الطوسي
292
سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )
بيرون آمد . ديگر روز همه سپاه را وعده داد كه « فلان روز بايد كه رنجه شويد . » و هرچه در خزانهء نصر بن احمد و در شرابخانه و فرّاشخانه مجلس زرين و سيمين و فرشهاى [ 130 b ] الوان بود از هرگونه ببرد و مهمانيى بكرد كه در آن ايّام كس چنان نديده بود . و همهء سران سپاه با خيلها بسراى او شدند و در سراى بفرمود تا فروبستند و بزرگان و سران سپاه را در حجرهاى برد و همه را در بيعت و سوگند آورد . 13 - راست كه از حجره بيرون آمدند « 1 » و بر سر خوان شدند يكى هم از سراى از راه بام برفت و سبك نوح بن نصر را خبر كرد كه اين ساعت سران لشكر چه ساختهاند . نوح در حال برنشست و تازان بسراى پدر شد و گفت « چه نشستهاى كه در اين ساعت سران لشكر با سپاهسالار سوگند خوارگى و بيعت كردند و چون از نان خوردن بمجلس شراب شوند و هريك سه قدح شراب بخورند هرچه در آن مجلس زرينه و سيمينه است « 2 » و آنچه از خزينهء تو بردهاند يغما كنند و از آنجا بيرون آيند ، خويشتن بسراى ما او كنند ، ترا و مرا و هركه را يابند بكشند و غرض از اين مهمانى هلاك ماست . » نصر بن نوح را گفت « اكنون تدبير اين كار چيست ؟ » گفت « تدبير تو آن است كه هم اكنون دو خادم خاص را بفرستى پيش از آنكه از سر نان خوردن برخيزند و بمجلس شراب شوند تا در گوش او نرمك بگويند كه « ملك مىگويد مىشنوم كه كارى بس بتكلّف بر دست گرفتهاى و مهمانيى سخت نيكو ساخته . مرا يك دست مجلس زرين مرصع است چنان كه امروز هيچ پادشاه را نيست . بيرون از خزينه جايگاهى نهاده بود و تا اكنون مرا ياد نيامد . آن نيز ببر تا مجلس را زينتى باشد هرچه تمامتر و قيمت اين ده بار هزار هزار دينار است . زود بيا تا دست بدست تو دهم پيش از
--> ( 1 ) - آمدند CK : امد P - : N ( 2 ) - است NP - : C