خواجه نظام الملك الطوسي

276

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )

مىنشاند تا همگنان را بنشاند . چون نان بخوردند از اين سراى بسراى ديگر شدند ، مجلسى ديدند نهاده كه هرگز نديده بودند . قباد و مزدك بر تخت و كرسى نشستند و ايشان را همچنان به ترتيب بنشاندند ، مطربان سماع بركشيدند و ساقيان شراب دردادند . چون شراب دورى دودرگشت غلامان و فرّاشان درآمدند مردى دويست ، تخته‌هاى ديبا و لفافه‌هاى قصب بر دست نهاده و بر كنار مجلس بايستادند يك ساعت . پس نوشيروان گفت « جامه‌ها در آن سراى بريد كه اينجا انبوهى است تا بيست بيست و سى سى را از اين سراى در آن سراى مىبرند و خلعت مىپوشانند و از آن سراى بميدان چوگان مىشوند و مىايستند تا همه پوشيده شوند . چون همه را پوشانيده باشند « 1 » آنگاه ملك و مزدك بميدان روند و چشم بر او كنند و نظاره كنند . پس بفرماييم تا در زرادخانه باز كنند و سلاح آرند . » مگر نوشيروان روز پيشين كس بديه‌ها فرستاده بود و مردى دويست و سيصد حشر خواسته تا با بيلها بيايند و سراها و باغها و ميدانها بروبند و از خس و خاشاك دور كنند و پاك گردانند . چون مردم ديه‌ها بيامدند [ 123 b ] همه را در ميدان چوگان كرد و در ميدان بفرمود تا استوار ببستند . پس ايشان را گفت « خواهم كه امروز و امشب دوازده هزار چاه در اين ميدان بكنده باشيد هرچاهى مقدار يك گز و نيم و خاك چاه بر كنار چاه بگذاريد . » و نگه‌بانان را فرمود تا « 2 » چون چاه كنده باشند همه را در سراچه‌اى كنند و نگذارند كه هيچ كس از ايشان برود . و شبانه مردى چهارصد را در سلاح كرده بود و در ميدان و در سراچه‌اى كه در ميدان داشت بداشته و گفته « 3 » « هر بيست بيست را كه از مجلس در سراى مىفرستم شما از آن سراى در سراچه مىبريد و از

--> ( 1 ) - باشند NPC - : K ( 2 ) - تا NPC - : K ( 3 ) - + جون N