خواجه نظام الملك الطوسي
233
سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )
بدين دو كلمه باطل كند و آن عامل را معزول كند . و ديگر چون پيغامبر ما عليه الصلاة و السلام از دنيا برفت هيچ كس از ياران نمىيارستند گفت كه پيغامبر ما عليه السلام فرمان يافت . چون ابو بكر صدّيق رضى اللّه عنه بجايگاه پيغامبر عليه السلام بنشست بر سر منبر شد و خطبه كرد و گفت « مات محمد . » گفت « اى مسلمانان اگر محمد را مىپرستيديد محمد بمرد و اگر [ 103 a ] خداى محمد را مىپرستيديد بر جاى است و هميشه بود و هميشه باشد و آنكه هرگز نميرد اوست . » مسلمانان را اين لفظ خوش آمد و در عرب مثل گشت . و هر وقت كه در عرب مصيبتى بزرگ افتد و عزيزى درگذرد و خواهند كه مصيبت را بر دل خداوند مصيبت سهل و سبك گردانند در ميان مصيبت قومى بانگ مىكنند كه « مات محمد » يعنى كه « محمد عليه السلام بمرد . » و اگر از آدميان ممكن بودى كه كسى هرگز نمردى واجب كردى كه آن محمد مصطفى عليه السلام بودى . اكنون بسر حديث بازآييم . 32 - گفتيم كه عمّال و شغل ايشان تعلّق بوزير دارد و وزير نيك پادشاه را نيكو سيرت و نيكونام گرداند و هر پادشاهى كه او بزرگ شده است و بر جهانيان فرمان داده است و نام او تا بقيامت بنيكى مىبرند همه آن بودهاند كه وزيران نيك داشتهاند و پيغامبران بزرگ همچنين : سليمان عليه السلام چون آصف برخيا داشت و موسى عليه السلام چون برادرش هارون عليه السلام و عيسى عليه السلام چون شمعون و محمد مصطفى عليه السلام چون ابو بكر صديق رضى اللّه عنه . و از پادشاهان بزرگ كيخسرو چون گودرز داشت « 1 » و منوچهر چون سام و افراسياب چون پيران و يسه و گشتاسب چون جاماسپ و رستم چون زواره و
--> ( 1 ) - داشت NP - : C