خواجه نظام الملك الطوسي
210
سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )
كرد و بدين قدر با او مضايقت مىرود . اگر محمود بعد از اين بر حكم اين فتوى و رخصتى كه از شرع يافت به خط قاضى القضاة بغداد كار كند معذور باشد ؟ » 31 - خليفه كه آن قصّه و فتوى برخواند در حال حاجب الحجاب را بنزديك وزير فرستاد كه « هم اكنون رسول محمود را پيش خوان و دلگرمى ده و خلعت و لوا و لقب كه فرموديم ساخته گردان و بخشنودى او را گسيل كن . » با اين همه هواخواهى و خدمتهاى پسنديده و كوشش محمود و جلدى دانشمند ، « امين الملّه » زيادت كردند و تا محمود زنده بود لقب او يمين الدوله و امين الملّه بود . * * * و امروز كمتر كسى را اگر هفت لقب يا ده لقب [ 92 b ] كم نويسند خشم همى گيرد و مىآزارد . 32 - و سامانيان كه چندين سالها پادشاه روزگار بودند و بر ماوراء النهر سرتاسر و بر خراسان و عراق و خوارزم و نيمروز و غزنين فرمان دادند هر يكى را يك لقب بوده است . نوح را شاهنشاه خواندندى و پدر نوح « 1 » منصور را امير سديد و پدر منصور نوح را « 2 » امير حميد و پدر نوح نصر را امير رشيد و اسمعيل بن احمد را امير عادل و در تواريخ امير ماضى و احمد را امير سعيد و مانند اين . و لقب درخورد مرد بايد و لقب قضاة و ايمّه و عالمان دين مصطفى عليه السلام چنين بايد : مجد الدين ، شرف الاسلام ، سيف السنه ، زين الشريعه ، فخر العلما و مانند اين ، از بهر آنكه دين و اسلام و شريعت و سنت و علم تعلّق بعالمان و ايمّه دارد . و هركه او نه عالم باشد و از اين لقبها بر خويشتن نهد پادشاه و اهل تمييز و معرفت بايد كه رخصت ندهند و آنكس را مالش دهند تا هركس اندازهء خويش و
--> ( 1 ) - نوح NP - : CK ( 2 ) - را NPCK - : d