خواجه نظام الملك الطوسي
204
سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )
كنيزك خريد و هرچه از خطا و ولايت چين « 1 » از ظرايف « 2 » و مشك و حرير و كپزى « 3 » 65 و طرقوب و مانند اين بسيارى بخريد و در صحبت بازرگانان باوزگند آمد و از آنجا به شهر سمرقند آمد . 24 - و بعد از سه روز برخاست و بسلام خاتون شد . كنيزكى ترك سخت نيكو با بسيار چيز از ظرايف « 4 » چين « 5 » و خطا پيش خاتون كشيد و چنين گفت كه « شويى داشتم بازرگان . در جهان مىگشتى و مرا با خود مىگردانيدى و قصد خطا داشت . چون بختن « 6 » رسيد فرمان يافت . من بازگشتم و بكاشغر آمدم و خدمتى پيش خان كاشغر بردم و خاتون او را بديدم و گفتم « شوى من [ 89 b ] از خدمتكاران خاقان اجل بود و من پرستار خاتون خاقانام . مرا آزاد كردند و بزنى به دو دادند و اين پسرك از او دارم . و اكنون او را بختن « 7 » فرمان حق در رسيد و اين قدر چيزكى كه از او مانده است سرمايهايست كه او را خاتون و خاقان اجل داده است . اكنون از عدل و بزرگى خاقان اجل چشم ميدارم كه دست عنايت بر سر بنده و اين يتيمك دارد و ما را در صحبتى نيك بجانب اوزگند و سمرقند گسيل فرمايد كردن تا نيكوگوى و ثناگوى تو باشيم و تا زنده باشيم دعاگوى تو گرديم . » خاتون مرا نيكوييها گفت و خان همچنين و هر دو ما را بستودند و ما را بدرقه دادند و نامه بخان اوزگند نوشتند تا ما را نيكو دارد و در صحبت نيك بجانب سمرقند گسيل كند . و اكنون بدولت و حشمت شما خويشتن بسمرقند او كندم و امروز در همه جهان آن عدل و انصاف نيست كه اينجا است . و شوهرم پيوسته گفتى كه « اگر من هيچگونه بسمرقند رسم هرگز از آن شهر
--> ( 1 ) - حين N : جين PC ( 2 ) - ظرايف C : طرايف NP ( 3 ) - كنرى N : كبرى K : كنرى C : كنيزك P ( 4 ) - ظرايف C : طرايف N : حلقهاء P ( 5 ) - حين N : جين P - : C ( 6 ) - بحتن NP : بجين C ( 7 ) - بختن NP : بجين C