خواجه نظام الملك الطوسي
201
سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )
چون لقب مردى بازارى و دهقان همان باشد و لقب عميدى و معروفى همان هيچ فرقى نباشد ميان هر دو ، پس محل معروف و مجهول هر دو يكى باشد . و چون لقب امامى يا عالمى يا قاضيى معين الدين بود و لقب شاگرد تركى يا كدخداى تركى كه از علم و شريعت هيچ خبر ندارد و باشد كه نيز نبشتن و خواندن هيچ « 1 » نداند او را لقبش هم معين الدين بود پس چه فرق باشد ميان عالم و جاهل و قاضيان و شاگردان تركان در مرتبت ؟ لقب هر دو يكى باشد و اين روا نبود . 20 - همچنين هميشه [ 88 a ] لقب امراء تركان حسام الدوله و سيف الدوله و يمين الدوله و شمس الدوله و مانند اين بوده است ، و لقب خواجگان و عميدان و متصرّفان عميد الملك و ظهير الملك و قوام الملك و نظام الملك و كمال الملك و مانند اين بوده است . و اكنون تمييز برخاسته است ، تركان لقب تازيكان بر خويشتن مىنهند و تازيكان لقب تركان بر خويشتن مىنهند و بعيب نمىدارند . و هميشه لقب عزيز بوده است . حكايت 21 - سلطان محمود چون بسلطانى بنشست از امير المؤمنين القادر باللّه لقب خواست . او را يمين الدوله لقب نبشتند . و چون محمود ولايت نيمروز و خراسان بگرفت و در هندوستان چندان شهرها و ولايتها بگرفت كه اندازه نبود ، تا سومنات برفت و منات را بياورد و سمرقند و خوارزم بگرفت و بكوهستان عراق آمد و برى و اصفهان و همدان و طبرستان بگرفت بامير المؤمنين رسول فرستاد با هديه و خدمت بسيار و از او زيادت القاب خواست . اجابت نكردند و گويند زيادت از ده بار رسول مىفرستاد با خدمتها ، هيچ سود نداشت . و خاقان سمرقند را سه لقب داده بود ظهير الدوله ، معين خليفة اللّه ، ملك الشرق و الصين ، و محمود
--> ( 1 ) - هيچ C : من P - : N