خواجه نظام الملك الطوسي
162
سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )
شراب خويش مىآرند كه شرابدار خاص شراب بد مىدهد او را مالش بايد داد كه « شرابها همه نيك به دو مىسپارند ، [ 73 a ] چرا بد مىدهد ؟ » تا اين عذر برخيزد و اين گستاخى كه هركس در مجلس پادشاه شراب آرد نبود . 2 - و پادشاه را از نديمان شايسته بنگزيرد ، كه اگر بيشتر با بندگان نشيند ايشان را گستاخ گرداند و حشمت را زيان دارد و حرمت خويش را شكست بود و ركيكطبعى باشد كه ايشان خدمت را شايند . و اگر با بزرگان و سپاه - سالاران و عميدان محتشم مخالطت كند شكوه پادشاه را زيان دارد و در فرمانهاى او سستى كنند و دلير شوند و سيم از ميان ببرند . و با وزير در مهمّات ولايت و لشكر و وجوه مال و عمارت و تدبير خصمان و مملكت و آنچه بدين ماند واجب كند سخن گفتن . و اين همه آن است كه از آن ملالت و انديشه افزايد و طبع در اشكنجه باشد از آنكه خرد و نفس رخصت ندهد با اين طايفه مزاح و گستاخى كردن از بهر مصلحت ملك را . و طبع پادشاه بنگشايد الّا از نديم و اگر خواهد كه فراختر زيد و هزل و مطايبت درهم آميزد و حكايتهاى مضاحك و نوادر بگويد و در پيش او بگويند با نديمان « 1 » حشمت و پادشاهى او را هيچ زيان ندارد « 2 » چه ايشان را از بهر اين كار دارد . و پيش از اين در اين معنى فصلى گفتهايم .
--> ( 1 ) - نديمان NP : با نديمان K : ( از نديمان ) C ( 2 ) - ندارد NPC