خواجه نظام الملك الطوسي
144
سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )
ندادند » الپتگين گفت « چرا دست بسلاح نبرديد و بهر صفت كه بود مال نستديد ؟ » غلامان گفتند « ما سلاح پوشيديم و جنگ خواستيم كرد . سبكتگين خلاف كرد و نگذاشت و دو گروهى در ميان غلامان افكند . چون چنين شد بازگشتيم . » الپتگين سبكتگين را گفت « چرا جنگ نكردى و نگذاشتى تا جنگ كردندى ؟ » سبكتگين گفت « از جهت آنكه خداوند ما را نفرموده بود كه « جنگ كنيد » و اگر ما بىفرمان خداوند جنگ كرديمى پس هر يكى خداوندى بوديمى نه بنده ، كه نشان بندگى آن باشد كه همه آن كند كه خداوند فرمايد . و اگر شكست بر ما بودى لا بد خداوند گفتى كى « فرمود شما را كه جنگ كنيد ؟ » و آن عتاب را كى طاقت داشتى ؟ و اگر ما ايشان را شكستيمى لا بد خلقى كشته آمدى و بس منّت و سپاس نبودى و ملامت بر سرى حاصل آمدى . اكنون اگر فرمايى تا جنگ كنيم برويم ، يا مال بستانيم يا جان فدا كنيم . » الپتگين را خوش آمد . گفت « راست مىگويد . » پس همچنين او را برمىكشيد تا بجايى رسيد كه سيصد غلام خيل داشت . 6 - و امير خراسان نوح بن نصر 44 ببخارا فرمان يافت و الپتگين بنشاپور بود . و از حضرت بخارا امراى خواص با الپتگين نبشتند كه « چنين حالى افتاد و امير خراسان درگذشت ، او را برادرى سى ساله مانده است و پسرى شانزده ساله . كرا فرمايى تا بپادشاهى نشانيم كه مدار اين مملكت بر تست ؟ » او زود قاصد خويش گسيل كرد و بنوشت كه « هر دو تخت ملك را شايستهاند [ 65 a ] و خداوندزادگان مااند ، اما برادر ملك مردى پخته است و سرد و گرم چشيده و همه كس را نيك شناسد و قدر و منزلت هر يكى داند و حرمت هركس بهتر « 1 » بجاى آرد . و پسر ملك كودك است و جهان ناديده ، ترسم مردمان را مراعات نتواند
--> ( 1 ) - بهتر PC - : N