خواجه نظام الملك الطوسي

134

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )

فصل بيست و سوم اندر روشن داشتن اموال جملهء لشكر 1 - لشكر را مال روشن بايد كرد . آنچه اهل اقطاع‌اند اندر « 1 » دست ايشان مطلق و مقرّر بايد داشت و آنچه غلامان‌اند كه اقطاع‌دارى را نشايند مال ايشان « 2 » پديدار بايد آورد . و چون اندازهء آن پديد آيد كه چندين است وجه آن ببايد ساخت تا جمله مىكنند و بوقت خويش بديشان مىرسانند و يا در سالى دو بار ايشان را پيش خويش بايد خواند و بديشان فرمايند رسانيد نه چنان كه حوالت كنند بخزانه يا پادشاه را ناديده از آنجا بستانند چه اوليتر آن باشد كه پادشاه از دست خويش در دست و دامن ايشان كند چه از آن « 3 » مهرى و اتحادى در دل ايشان برويد و بهنگام خدمت و كارزار سخت‌كوش‌تر باشند و ايستادگى كنند . 2 - و ترتيب پادشاهان قديم چنان بوده است كه اقطاع ندادندى و هركسى را بر اندازهء ايشان در سالى چهار بار مواجب ايشان از خزانهء نقد بدادندى و ايشان پيوسته [ 61 b ] با برگ و نوا بودندى و بهر مهمّ در وقت دو هزار و بيست هزار برنشستندى و روى بدان مهمّ آوردندى . و عمّال مال جمع

--> ( 1 ) - اندر N - : PC ( 2 ) - مال ايشان N - : PC ( 3 ) - چه ان N : كه از ان P : از بهرانك تا C