خواجه نظام الملك الطوسي
120
سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )
فصل هفدهم اندر نديمان و نزديكان پادشاه و ترتيب كار ايشان 1 - پادشاه را چاره نيست از نديمان شايسته داشتن و با ايشان گشاده و گستاخ درآمدن كه بزرگان و صاحبطرفان و سپاهسالاران را « 1 » بسيار نشستن شكوه و حشمت پادشاهان را زيان دارد و ايشان دلير گردند . و در جمله هركه را شغلى و عملى فرمودند او را بايد كه نديمى نفرمايند و هركه را نديمى فرمودند بايد كه هيچ عملى نفرمايند كه به حكم انبساطى كه بر بساط پادشاه دارد درازدستى كند و مردمان را رنج رساند . عامل هميشه بايد كه از پادشاه ترسان باشد و نديم گستاخ ، و چون نديم گستاخ نباشد پادشاه از او حلاوت نيابد . و طبع پادشاه از نديم گشاده شود . و ايشان را وقتى معلوم باشد ، چون پادشاه بار بداد و بزرگان همه بازگشتند آنگه وقت نوبت ايشان باشد . 2 - و در نديم چند فايده است ، يكى آنكه پادشاه را مونس باشد و ديگر آنكه چون شب و روز با او باشد به محل جاندارى بود و اگر نعوذ باللّه خطرى پيش آيد نديم باك ندارد كه تن خويش را سپر بلا كند ، و ديگر هزار گونه
--> ( 1 ) - بزرگان و . . . سپاهسالاران را N : با بزركان و . . . سپاهسالاران PC