خواجه نظام الملك الطوسي

93

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )

آنگاه من بتازم و بشما پيوندم و ساعتى آنجا توقف كنيم ، آنگاه بجمله رجعت كنيم و بر ايشان زنيم تا عجايب بينيد كه « 1 » مرا فرمان چنين است و من در اين چيزى مىدانم كه شما ندانيد و فردا معاينه ببينيد آنچه من مىدانم و راست - گويى من و همت « 2 » محمود شما را آگاه گردد . « 3 » » همه گفتند « چنين كنيم . » و بازگشتند . 13 - چون شب درآمد اين امير بارهاى سيب را سر بگشاد و همه را زهرآلود كرد و باز همچنان در قفسها نهاد و پنج مرد خويش را با اين ده شتر بار سيب نامزد كرد و گفت « چون ما بگريزيم و دزدان در كاروان افتند و بارها شكافتن گيرند شما تنگهاى بار سيب را ببرّيد و سر قفسها را برداريد و نگون‌سار كنيد . پس سر خويش گيريد . » 14 - و چون از شب نيمى بگذشت بفرمود تا كوچ كردند و هم بر آن تعبيه مىرفتند تا روز شد و آفتاب چون بالا گرفت دزدان از سه جانب برخاستند و سوى كاروان درآمدند شمشيرها كشيده . اين امير حمله‌اى دو سه [ 44 a ] بزد و تيرى چند انداخت . پس روى بهزيمت نهاد و پيادگان كه دزدان را ديدند بازپس گريختند و مىدويدند و امير نيم‌فرسنگى پيادگان را اندر يافت و همه را بر جاى بداشت . چون دزدان ديدند كه بدرقه اندك مقدار مردم بودند و بگريختند و كاروانيان سر خويش گرفتند خرم شدند و بدلى فارغ بارها را شكافتن گرفتند « 4 » و بكالا مشغول شدند ، و چون بخروارهاى سيب رسيدند درافتادند و پاك بغارتيدند و برغبت مىخوردند و هركه نيافته بود به دو مىدادند و كم كس بود از ايشان كه از آن سيب نخورد . چون ساعتى

--> ( 1 ) - كه P : انج من ميدانم و C - : N ( 2 ) - همت P : همت و اقبال N - : C ( 3 ) - كردد PC : كردم N ( 4 ) - خرم شدند و بدلى فارغ و بارها را شكافتن كرفتند N - : P