محمد بن على ظهيرى سمرقندى
5
سندباد نامه ( فارسى )
باشد كه رعايا از وى در ظلّ رعايت و كنف عصمت و عنايت « 1 » باشند و زيردستان در جوار امن و حمى منيع ، تخفيف و ترفيه يابند « 2 » . قال عليه الصّلوة و السّلام « 3 » - : « السّلطان ظلّ اللّه فى الأرض يأوى اليه كلّ مظلوم » 1 . مىفرمايد كه پادشاه سايهء آفتاب رحمت آفريدگار است در بسيط زمين . يعنى محروران بحران يرقان ظلم و گرمازدگان جور و تشنگان تموز بيمرادى در سايهء رأفت و سامهء « 4 » معدلت او قرار گيرند و سيّاحان « 5 » بيابان حرمان در هاجرهء هجران « 6 » ، از منبع عدل و منهل فضل او زلال نوال چشند و گويند : شعر فما به فقير شام برقك فاقة * و لا فى بلاد انت صيّبها محل 2 بيت اى يمين تو مشرب حاجات * وى يسار تو مكسب آمال در بيانت ، يتيمهء فضلا * در بنانت ، وليمهء افضال 3 و چون مبرهن شد بدين مقدّمات كه فاضلترين انبيا آنست كه بر وى « 7 » كتاب و شريعت نازل شده است ، معيّن شد بدين قضايا كه بهترين سلاطين آنست كه سورت فضل و صورت عدل به وى وجود يافت است و ظاهر شد كه رجحان « 8 » و مزيّت اولو الامر « 9 » بر اصناف مردمان بدان است كه ايشان را اشاعت عدل و افاضت امن و فضل باشد . شعر لو لا العقول لكان ادنى ضيغم * ادنى الى شرف من الانسان 4 و نعت اخلاق و وصف ذات او اين بود كه « 10 » :
--> ( 1 ) . آتش : ظلّ عنايت و رعايت و كنف عصمت و حمايت ( تاشكند مطابق متن ) نسخه تاشكند از اينجا نامرتب است و بايد ادامه را از برگ 9 پيگيرى كرد ( 2 ) . آتش : و حمى منيع و فناء تخفيف و ترفيه او قرار يابند ( 3 ) . آتش : و قد قال النبى عليه السّلام ( 4 ) . آتش : ساحه ( 5 ) . ازمير : سالكان ( 6 ) . ازمير : هجر ( 7 ) . آتش : به وى ( 8 ) . آتش : رجاحت ( 9 ) . آتش : جانب اولو الامر ( 10 ) . آتش : « كه » ندارد