محمد بن على ظهيرى سمرقندى
مقدمهء مصحح 38
سندباد نامه ( فارسى )
مربوط به مكر زنان وجود همين كنيزك در اين داستان است . ضمنا وظيفهء هريك از هفت وزير اين است كه ابتدا پادشاه را از تعجيل در امور برحذر دارند و سپس نظر او را نسبت به كنيزك منفى نمايند تا پادشاه ، بىگناه فرزند خود را به قتل نرساند . بنابراين حكايت دوم هركدام از هفت وزير به گونهاى تنظيم شده است كه محتواى آن دربردارندهء مكر زنان و رأى نادرست آنها باشد و شايد اين قسمت از حكايات از افسانههاى هندى باشد كه داراى اين خصوصيات هستند و چنان كه لوزلر دلانشان « 1 » نيز اثبات كرده است ، هشت حكايت زيرين سندبادنامه اصل هندى دارند : 1 - داستان مرد لشكرى با معشوقه و شاگرد ( حكايت دوم وزير اوّل ) 2 - داستان زن دهقان با مرد بقّال ( حكايت دوم وزير دوم ) . 3 - داستان مرد لشكرى و كودك و گربه و مار ( حكايت اوّل وزير سوم ) . 4 - داستان شاهزاده و گرمابهبان و زن ( حكايت اوّل وزير چهارم ) . 5 - داستان عاشق و گندهپير و سگ گريان ( حكايت دوم وزير چهارم ) . 6 - داستان پرى و زاهد و زن ( حكايت اول وزير ششم ) . 7 - داستان آن مرد كه مكر زنان جمع مىكرد ( حكايت دوم وزير هفتم ) . 8 - داستان كدخداى با مهمان و كنيزك ( حكايت اول شاهزاده ) . در متونى نظير پنجاتنترا و سندبادنامه و بعضى از قسمتهاى هزار و يك شب و فاكهة الخلفاء و مفاكهة الظرفاء تأليف احمد بن محمد بن عربشاه حنفى و رسالهء كوچك نزهة الابصار و الاسماع فى اخبار ذوات القناع ، با دختران حوّا با بينشى عنادآميز مقابله شده است . . . و به همين جهت در ترجمههاى عربى و فارسى كليله و دمنه نخست عبد الله بن مقفّع و بعد از او نصر اللّه بن محمد ، آثار خود را جز بندرت از اين داستانها پاك كردهاند . . . متأسفانه در سندبادنامه و در داستانها و مفاهيم آن دخل و تصرفى نشده و به اين جهت ملايم طبع بسيارى از مردم اين ديار نيست ، هرچند نثرى زيبا و در كمال پختگى و فصاحت و بلاغت دارد . . . « 2 » البته اين گونه نيست كه همهء حكايتهاى سندبادنامه در موضوع مكر زنان باشد ، بلكه اگر دقت كنيم در بسيارى از حكايتها از خصائل خوب زنان مانند : دانايى ، زيركى ،
--> ( 1 ) . عايد به اصل و پيدايش كتاب سندباد ، ج . عزيز قلاف ، ص 119 ( به خط سريليك ) ( 2 ) . فرائد السلوك ، تصحيح نورانى وصال و غلامرضا افراسيابى ، ص چهل