محمد بن على ظهيرى سمرقندى

277

سندباد نامه ( فارسى )

ص 213 ( 1 ) ترجمه : نيست نيرو و قوّتى مگر خداى را . ص 215 ( 1 ) از طرفة بن العبد ( سندبادنامه ، آتش ، ص 306 ) ترجمه : همه آنها حيله‌گرتر از روباه هستند . چقدر امشب به ديشب شبيه است . ص 216 ( 1 ) اين بيت در صفحه 235 نيز آمده است و نيز در امثال و حكم ، دهخدا ، ج 4 ، ص 1874 هست . همچنين در كليله‌ودمنه ، مينوى ، ص 112 و اغراض السياسه ، شعار ، ص 222 نيز هست . ( 2 ) ترجمه : مرواريد را از دريا و طلا را از زمين و حكمت و دانش را از گويندهء آن بگير . ( 3 ) از عبيد بن الابرص ( سندبادنامه ، آتش ، ص 307 ) ترجمه : نيكويى به جا ماند اگرچه روزگار دراز برآن بگذرد و بدى پليدترين توشه‌اى است كه در باردان كرده باشى ( كليله‌و دمنه ، مينوى ، ص 307 ) ( 4 ) از سنايى ( ديوان ، مدرس رضوى ، ص 118 ) ص 217 ( 1 ) از اوس بن حجر ( سندبادنامه ، آتش ، ص 309 ) ترجمه : باز بدون بال خويش از روى زمين برنمىخيزد . ص 218 ( 1 ) ترجمه : بر نصيحت‌كننده جز نصيحت كردن وظيفه‌اى نيست . ص 219 ( 1 ) از ابو الفتح البستى ( سندبادنامه ، آتش ، ص 418 ) ترجمه : اگر ستايش من از شكر احسان تو ناتوان است ، [ عجيب نيست ] چه نيرومندترين مردم هم از شكر احسان تو عاجزند . همانا ثنا و اطاعت و اعتقاد من مراكزى هستند براى فلكهاى احسانى كه به من بخشيده‌اى . ( 2 ) ترجمه : تأييد كناد خدا حاكم رئيس را و او را از مكر و حيله حفظ نمايد . ص 220 ( 1 ) ترجمه : اى پروردگار من ، در آغاز و انجام به من نيكى كردى و سپاسى بر احسانت جارى نشده است . پس اگر هركسى در نزد تو عذرى و بهانه‌اى داشته باشد ، عذر من آنست كه اقرار كنم عذرى ندارم . ( 2 ) از سنايى ( حديقه ، مدرس رضوى ، صص 100 - 99 ) ص 221 ( 1 ) ترجمه : منزّه است پروردگارى كه همهء مردم را در وجود او گرد آورده است ، همچنان كه همهء علوم را در قرآن فراهم كرده است . ص 222 ( 1 ) از انورى ( ديوان ، مدرس رضوى ، ج 2 ، ص 785 ) ( 2 ) از متنبّى ( ديوان ، عكبرى ، ج 1 ، ص 17 ) ترجمه : راهنماى راهشناس از ترس هلاكت در آن [ بيابان ] ، رنگ به رنگ مىشود همچنان كه آفتاب‌پرست رنگ به رنگ مىشود .