محمد بن على ظهيرى سمرقندى

267

سندباد نامه ( فارسى )

است و در دلم حاضر است ، درود بر غايب حاضر ( برگزيدهء سندبادنامه ، شعار ، ص 13 ) ص 135 ( 1 ) از سنايى ( ديوان ، مدرس رضوى ، ص 858 ) ( 2 ) از عمادى ( چهار مقاله ، معين ، ص 613 ) در امثال و حكم دهخدا ، ج 4 ، ص 1441 نيز آمده است . ص 136 ( 1 ) از سنايى ( حديقه ، مدرس رضوى ، ص 407 ) ( 2 ) ترجمه : ما بيمارانى هستيم كه براى ما طبيبى نيست و غمزدگانى هستيم كه معشوقى نداريم . بهرهء ما از لذتها بجز آرزو و تماشاى آنها نيست ( برگزيدهء سندبادنامه ، شعار ، ص 15 ) ( 3 ) ترجمه : خيال تو در نيمهء شب به خواب ما آمد و از شراب صاف آب دهنت به ما نوشانيد . ( 4 ) از رشيد وطواط ( ديوان ، نفيسى ، ص 617 ) ص 137 ( 1 ) از متنبّى ( ديوان ، عكبرى ، ج 2 ، ص 333 ) ترجمه : آتش عشقى را آزموده‌ام كه آتش هيزم سخت بيابانى خاموش مىشود و نمىتواند آنچه را كه آتش عشق سوخت بسوزاند . اهل عشق را سرزنش مىكردم تا اينكه خودم عشق را چشيدم ، پس در شگفت ماندم كسى كه عاشق نمىشود چگونه مىميرد ؟ ( 2 ) ترجمه : به كسى كه بدان آگاه است برخوردى و به شخص دانا و مطلع درآمدى . ص 138 ( 1 ) از متنبّى ( ديوان ، عكبرى ، ج 3 ، ص 95 ) ترجمه : شبهاى من پس از كوچ‌كنندگان مانند يكديگر و طولانى است . آرى شب عاشقان دراز است . ( 2 ) ترجمه : اى كسى كه داستان مرا مىپرسى ، بگذار در غصهء خود بميرم . دوستان ما رفته‌اند و از ايشان بهرهء من نوميدى است . ( 3 ) از انورى ( ديوان ، مدرس رضوى ، ص 464 ) ( 4 ) از قرة العين ( امثال و حكم دهخدا ، ج 4 ، ص 1842 و ج 3 ، ص 1204 ) در بختيارنامه ، صفا ، ص 82 و فرائد السلوك ، نورانى وصال و افراسيابى ، ص 131 نيز آمده است . ص 140 ( 1 ) قرآن كريم ( 5 / 101 ) ترجمه : مپرسيد از چيزهايى كه اگر شما را جواب آن پيدا كنند ، آن جواب شما را اندوهگين كند . ( 2 ) از على بن الحسن الباخرزى ( سندبادنامه ، آتش ، ص 193 ) ترجمه : زنده مانديم تا آنكه در همه ماه‌هاى سال از عشق شگفتىها ديديم [ درحالىكه ] در امثال آمده است كه : عش رجبا [ تر عجبا ] ( زندگى كن در ماه رجب تا شگفتىها ببينى ) ( برگزيدهء سندبادنامه ،