محمد بن على ظهيرى سمرقندى

255

سندباد نامه ( فارسى )

( 2 ) از متنبّى ( ديوان ، عكبرى ، ج 1 ، ص 296 ) ترجمه : در قلب عاشق ، آتش عشقى است كه سوزنده‌ترين آتش دوزخ خنك‌ترين آتش عشق است . ( 3 ) از ابو سعيد ابو الخير ( سخنان منظوم ابو سعيد ابو الخير ، نفيسى ، رباعى شماره 346 ) ( 4 ) ترجمه : روزگار در حكم فرصت‌هايى است [ كه براى انسان پيش مىآيد ] و گرنه غصه‌هايى بيش نيست . ص 65 ( 1 ) ترجمه : خر ضرطه كند درحالىكه آلت داغ نهادن بر روى آتش است . در امثال و حكم عبد القادر رازى ، ترجمهء حريرچى ، ص 359 نيز آمده است . ( 2 ) از عدىّ بن زيد ( سندبادنامه ، آتش ، ص 88 ) ترجمه : اى كه در آغاز شب ، شادمان خفته‌اى ، به هوش باش ، همانا گاهى حوادث به سحرگاهان درآيد . در فرائد السلوك ، نورانى وصال و افراسيابى ، ص 219 و مرزبان‌نامه ، خطيب رهبر ، ص 494 و درّه نادره ، شهيدى ، ص 682 نيز آمده است . ( 3 ) از ابراهيم الغزّى ( سندبادنامه ، آتش ، ص 416 ) ترجمه : اگر مزاحمت پگاه نبود - اگرچه روشنى آورد - خواب نوشين ، به تمام و كمال گشاده‌دستى مىكرد ، اى رؤيا [ ى سپيده دمان ] . ص 66 ( 1 ) از مقامات حريرى ( تصحيح رواقى ، ص 44 ) و اين‌گونه ترجمه شده است : چه بينى درين كه گفتم چه بينى ؟ ( ترجمهء فارسى ، ص 34 ) ( 2 ) از طرفة بن العبد البكرى ( سندبادنامه ، آتش ، ص 90 ) ترجمه : روزگار به زودى آنچه را كه نمىدانى بر تو آشكار خواهد كرد و خبرها را كسى كه تو او را مأمور نكرده‌اى ، پيش تو خواهد آورد . ( 3 ) از نظامى ( لغت‌نامه دهخدا ، ذيل « بناميزد » ) ص 67 ( 1 ) از سنايى غزنوى ( ديوان ، مدرس رضوى ، ص 180 ) ( 2 ) از متنبّى ( ديوان ، عكبرى ، ج 2 ، ص 237 ) ترجمه : كسى به ديدار ( من ) آمد كه هيچ عطرى بر جامه‌اش نيفشانده بود ، امّا همچون بوى مشك از آستين‌هايش مىپراكند . ( 3 ) ترجمه : هركه گوشت سرخ‌كرده و سنگين مىخورد ، بايد بر سختىهايش شكيبا باشد ( فرائد السلوك ، نورانى وصال و افراسيابى ، ص 126 ) و نظير : هركه خربزه بخورد پاى لرزش نيز بايد بايستد . ( 4 ) از متنبّى ( ديوان ، عكبرى ، ج 2 ، ص 92 ) ترجمه : رضاى تو ، رضاى من است كه آن را برمىگزينم . و سرّ تو سرّ من است ، پس آن را آشكار نمىكنم .