محمد بن على ظهيرى سمرقندى

252

سندباد نامه ( فارسى )

انسان يار باشد ) ص 42 ( 1 ) از فرخى سيستانى ( ديوان ، دبير سياقى ، ص 1 ) ص 43 ( 1 ) از معزى ( ديوان ، اقبال ، ص 598 ) بيت اول در ديوان معزى نيست . ص 44 ( 1 ) ترجمه : دريا را همسايه و سلطان را دوست نيست ( چون دريا طغيان مىكند و سلطان خشمگين مىشود ) ( 2 ) قرآن كريم ( 3 / 134 ) ترجمه : و فروبرندگان خشم ( و بازگيرندگان كين ) و در گذرندگان از مردمان . ( 3 ) ترجمه : بر قضاى مسلّم ، شكيبا و به آن خشنود باش ، اگرچه تقدير بر خلاف آرزوى تو باشد . هيچ زندگانى آميخته به سرور براى كسى صافى نيست ، جز اينكه روزى صفايش را تيرگى به دنبال خواهد بود . در كليله و دمنه ، مينوى ، ص 336 نيز آمده است . ( 4 ) در كليله و دمنه ، مينوى ، ص 336 به صورت زير آمده است : تا بود چنين بده‌ست كار عالم * شادى پس اندهست و راحت پس غم ص 45 ( 1 ) قرآن كريم ( 13 / 11 ) ترجمه : و چون خدا به قومى بدى خواهد ، بازداشت و بازپس برد نيست آن را . ص 47 ( 1 ) ترجمه : گذشته ياد نمىشود . ( 2 ) ترجمه : خلف وعده مانند درخت بيد است كه داراى زيبايى و تازگى و شادابى و سرسبزى است درحالىكه نه شكوفه‌اى دارد و نه ميوه‌اى . ( 3 ) ترجمه : هرگاه وعده‌اى دادى ، خلف وعده نكن تا از دورى مردم بر كنار و ايمن باشى . پس اگر درخت بيد بعد از اينكه شكوفه كرد و برگ درآورد ، ثمرى مىداد ، نامش را خلاف نمىگذاشتند . ص 49 ( 1 ) از سنايى ( حديقه ، مدرس رضوى ، ص 154 ) ( 2 ) در تاريخ جهانگشاى جوينى ، قزوينى ، ج 2 ، ص 106 نيز آمده است . ( 3 ) ترجمه : از پادشاهان بپرهيزيد كه ايشان جواب سلام ( كه سلام مردم را جواب مىگويند ) را بزرگ مىشمارند و زدن گردنها را حقير مىدانند . ص 50 ( 1 ) ترجمه : اگر به سيل كه در حال ريختن به نشيب است ، بگويد بايست و مريز ، باز ايستد . يا به شب كه گسترده شده است فرمان دهد كه دامنهاى تاريكى را كنار زند ، باز مىشود . يا شب و روز را امر كند كه آشتى كنند ، هر دو به دلخواه اطاعت مىكنند و خلاف نمىورزند .